تیتر یک

آخرین اخبار

نظارت دقیق بر نحوه جذب نیرو در فاز ۲ پالایشگاه آبادان

شهبازی: مردم آبادان اطمینان داشته باشند که تمام فرصتهای شغلی که در شهرستان ایجاد می شود در مرحله نخست متعلق به آنهاست.

فرصت های شغلی آبادان حق مسلم جوانان این شهر است

کعبی: استخدام نیرو در دروازه های منطقه آزاد اروند زیر نظر ناظر گمرکات استان خوزستان است و به جوانان متخصص و بومی تعلق دارد.

کویتی‌ها به بهانه بازرسی ملوانان ایرانی را آزار می‌دهند

بدرفتاری مسئولان کویتی تنها به بی احترامی کلامی ختم نمی‌شود بلکه با ضرب و شتم بدنی در اتاق‌های در بسته ادامه می‌یابد.

نبود مدیریت بودجه عامل عقب افتادگی آبادان است

کمری: مشکل اصلی ما دوباره کاری ها، تخریب غیر اصولی و کج سلیقگی در مدیریت منابع مالی و هزینه کرد آن است.

فرماندار آبادان عامل جدایی نمایندگان و مسئولان شده است

مختار: فرماندار آبادان، مدیران و مسئولان شهر را از همراهی نمایندگان به تنهایی منع کرده است.

از اکنون نمی‌توانم بگویم که حتما قهرمان می‌شویم

جدیدی زاده: ما پیش از آغاز مسابقات، بازی دوستانه نداشتیم و دیدار اول برای ما به عنوان یک دیدرا تدارکاتی محسوب می‌شد.

برخی حرف ها ناجوانمردانه است

کمالوند: اینجا یک سری حرف های ناجوانمردانه علیه تیم می زنند. نمی دانم مگر تیم قهرمان را به من داده اند.

ویزای رایگان یک راهکار تشویقی برای جذب گردشگر خارجی است

کعبی: ورود بدون ویزای اتباع خارجی سایر کشورها به منطقه آزاد اروند بر اساس قانون ابلاغی و لازم‌الاجرا است.

خروج آبادان از خط قرمز تیراندازی‌ها

تقی زاده: با همت و همراهی مردم، آبادان از خط قرمز در موضوع تیراندازی‌ها خارج شد و امروز در جایگاه هفدهم استان قرار دارد.

صادرات روزانه 2 میلیون دلار کالا از مرز شلمچه به عراق

ترک زاده: مقرر شده است تا عراقی‌های مقیم استان بصره بتوانند به مدت ده روز بدون ویزا در محدوده منطقه آزاد اروند تردد کنند.

فقط قهرمانی می‌خواهیم

مرتضی‌زاده: فصل گذشته همه جایگاه تیم را در بین چهار تیم نخست تصور می‌کردند اما با اختلاف ناچیزی نایب‌قهرمان شدیم.

شورای عالی مناطق آزاد پشتوانه فعالیت های این مناطق است

بانک: شورای عالی مناطق آزاد تجاری ـ صنعتی متشکل از ۱۰ وزارتخانه و ۴ سازمان و دستگاه است.

بچه های آبادان

داشتیم برای کنکور خودمون را آماده می کردیم. من و عماد. عماد نوه عمه ام بود.هم سن بودیم. خرمشهر زندگی می کردند.اون وقت ها عشقمون رفتن به دانشگاه بود.

«ام علی»٬ مادر عماد هر روز که ازبازار برمی گشت، می گفت که قراره عراقیا حمله کنند. اون موقع ها هیچ کس این حرفا رو باور نمی کرد. «ویترای» مد بود. با عماد توي شهر، بساط داشتیم و نقاشی های ویترای می فروختیم. نقاشی های مینياتور، منظره و همینطور عکس های خسرو گلسرخی، کرامت دانشیان، صمد بهرنگی، آيت الله خمینی، آيت الله طالقانی و ...

اطراف بساط ما هم بساط گروههای سیاسی بود. از انواع چپ ها و مارکسیست ها و طرفداران شریعتی . خلاصه بازار نشریه و بحث و نوار موسیقی انقلابی و کتک و دعوا گرم بود.

رادیو آبادان مرتب از مردم کمک می خواست. پالایشگاه بمباران شده بود. عراقی ها حمله کرده بودند. مدرسه ها تعطیل شد. شهر شلوغ شده بود. دیگه فرق نمی کرد جزو چه گروه و دسته ای هستی وانت ها پر بود از جوون هایی که می رفتند سمت پالایشگاه برای سنگر درست کردن، مرتب شهر بمباران می شد یا هوایی و از اون طرف اروند.

هر روز کارمون سنگر ساختن بود. آبادان بود و دود و آتش. تمام مامواران آتش نشانی که در جریان سینما رکس زندانی شده بودند آزاد شدند. همه به هم کمک می کردند.

«جوکار» یکی از آتش نشان هاي زندانی هنگام خاموش کردن آتش تو اسکله خمپاره خورده بود و تکه تکه شده بود.

سربازهای خسروآباد رو بردند سمت خرمشهر بچه های آبادان هم دسته دسته با وانت می رفتند خرمشهر فرقی نمی کرد که چه عقیده ای داشتی از سچفخا بودی از سمخا، مذهبی بودی یا غیر مذهبی، عرب بودی یا عجم. اون وقت بچه ها همه فقط یک فکر داشتند، آبادان.

 

سهیل موسویان

نوشتن دیدگاه