تیتر یک

آخرین اخبار

قانون اسقاط خودرو شامل مناطق آزاد نمی‌شود

زمانی: با پیگیرهای به‌عمل‌آمده قانون اسقاط خودرو برای خودروهای وارداتی مناطق آزاد در کمیسیون زیربنایی دولت لغو شد.

بگذارید مردم زندگی کنند

روحانی: فضای مجازی برای نظارت عامه مردم است، نمی‌دانم چرا بعضی‌ها از اینکه مردم اطلاعات داشته باشند خوششان نمی‌آید.

آب شور توان مردم آبادان را گرفته است

شرفی: آب غدیری که قرار بود ۱۰۰ هزار مترمکعب آب شرب بهداشتی را به آبادان برساند به طور کامل محقق نشده است.

تنها 13 روستای آبادان شبانه‌روزی آب‌ دارند

مختار: با راه‌اندازی تصفیه‌خانه بزرگ فاضلاب آبادان نیاز جمعیت 500 هزار نفری برطرف می‌شود.

جزییات حمایت از کالای ایرانی در مناطق آزاد

بانک: چرا مردم کالای ایرانی تولید شده را با برچسب خارجی خریداری می کنند؛ ولی همان کالا را با برچسب ایرانی نمی خرند؟

پیش نویس لایحه منع حیوان آزاری تهیه شد

 مشاور ارشد رییس سازمان حفاظت محیط زیست: لایحه منع حیوان آزاری در قالب اصلاحیه قانون مجازات اسلامی به مجلس می رود.

کمبود ۴۹۵ معلم در آبادان

قاسمی زاده: از فروردین تا اسفند ۹۶ هیچ مبلغی برای هزینه کرد اداری از سوی سازمان منطقه آزاد اروند در اختیار ما قرار نگرفت.

معافیت گمرکی اولین مزیت منطقه آزاد اروند است

زمانی: فعالان اقتصادی باید کارنامه مالیاتی خود را ارائه بدهند اما کسی حق وصول مالیات را از آن‌ها ندارد.

ساخت‌وسازهای غیرمجاز در آبادان علنی شده است

کمری: در ساخت‌وسازهای غیرمجاز، علاوه بر تعرض به املاک شخصی و زمین‌های دولتی، ایمنی و مهندسی ساختمان نیز رعایت نمی‌شود.

منابع مالی اجرای مصوبات شوراها پیش بینی شود

حمیدپور: متاسفانه به دلیل کمبودها و محدودیت های منابع مالی شهرداریها بسیاری از اقدامات ابتر باقی می ماند.

وضعیت باشگاه نفت آبادان تغییر نکند، می‌روم

کمالوند: دو تیم لیگ برتری من را خواسته‌اند اما اولویت اولم آبادان است و اگر مشکلات حل شود در صنعت نفت می‌مانم.

66 روستا در آبادان روزانه فقط 16 ساعت آب دارند

مختار: از مسئولانی که حتی جواب یک نماینده را نمی دهند چه انتظاری هست که در برابر مشکلات مردم پاسخگو باشند.

بچه های آبادان

داشتیم برای کنکور خودمون را آماده می کردیم. من و عماد. عماد نوه عمه ام بود.هم سن بودیم. خرمشهر زندگی می کردند.اون وقت ها عشقمون رفتن به دانشگاه بود.

«ام علی»٬ مادر عماد هر روز که ازبازار برمی گشت، می گفت که قراره عراقیا حمله کنند. اون موقع ها هیچ کس این حرفا رو باور نمی کرد. «ویترای» مد بود. با عماد توي شهر، بساط داشتیم و نقاشی های ویترای می فروختیم. نقاشی های مینياتور، منظره و همینطور عکس های خسرو گلسرخی، کرامت دانشیان، صمد بهرنگی، آيت الله خمینی، آيت الله طالقانی و ...

اطراف بساط ما هم بساط گروههای سیاسی بود. از انواع چپ ها و مارکسیست ها و طرفداران شریعتی . خلاصه بازار نشریه و بحث و نوار موسیقی انقلابی و کتک و دعوا گرم بود.

رادیو آبادان مرتب از مردم کمک می خواست. پالایشگاه بمباران شده بود. عراقی ها حمله کرده بودند. مدرسه ها تعطیل شد. شهر شلوغ شده بود. دیگه فرق نمی کرد جزو چه گروه و دسته ای هستی وانت ها پر بود از جوون هایی که می رفتند سمت پالایشگاه برای سنگر درست کردن، مرتب شهر بمباران می شد یا هوایی و از اون طرف اروند.

هر روز کارمون سنگر ساختن بود. آبادان بود و دود و آتش. تمام مامواران آتش نشانی که در جریان سینما رکس زندانی شده بودند آزاد شدند. همه به هم کمک می کردند.

«جوکار» یکی از آتش نشان هاي زندانی هنگام خاموش کردن آتش تو اسکله خمپاره خورده بود و تکه تکه شده بود.

سربازهای خسروآباد رو بردند سمت خرمشهر بچه های آبادان هم دسته دسته با وانت می رفتند خرمشهر فرقی نمی کرد که چه عقیده ای داشتی از سچفخا بودی از سمخا، مذهبی بودی یا غیر مذهبی، عرب بودی یا عجم. اون وقت بچه ها همه فقط یک فکر داشتند، آبادان.

 

سهیل موسویان

نوشتن دیدگاه