تیتر یک

آخرین اخبار

آب در آبادان سهمیه بندی شد

اداره آبفای آبادان اعلام کرد برداشت از آب بهمنشیر به دلیل شوری بسیار بالا متوقف شده و این امر سبب کاهش تولید آب آبادان شده است.

آبادان روزانه به حدود 150 هزار متر مکعب آب نیاز دارد

هاشمی زاده: تا 15 تیر ماه آب آبادان و خرمشهر به صورت کامل از طرح غدیر تامین خواهد شد.

بهبود کیفیت آب آبادان و خرمشهر تا یک ماه آینده

حقیقی پور: قرار است تا ماه آینده خط دوم طرح غدیر وارد مدار شود که می‌تواند مشکلات آب خرمشهر و آبادان را کاهش دهد.

آب آبادان برای شستن صورت هم مناسب نیست

شرفی: یک سد خاکی پایین دست در حال احداث است که جلوی پیشروی آب دریا در رودخانه بهمنشیر را می گیرد.

پایولو سرجیو سرمربی صنعت نفت آبادان شد

  سرجیو در تیم هایی همچون اسپورتینگ لیسبون از کشور پرتغال، هارتز از اسکاتلند و سی اف آر کلوژ از رومانی مربی گری کرده است.

آب آبادان بیش از حد شور است

شهبازی: از شهرداران آبادان و اروندکنار می خواهیم تا از مصرف آب شرب برای آبیاری فضای سبز به طور جدی خودداری کنند.

کمبود معلم و فضای آموزشی در آبادان

قاسمی زاده: مشارکت برای کمک به مدارس الزامی نیست بلکه به خواست خانواده ها انجام می شود.

ما ضدجنگ‌ترین آدم‌های دنیا هستیم

  احمدزاده: در غرب ضد جنگ بودن یعنی پلاکارد برداری و جلوی کاخ سفید و مجلس تظاهرات کنی تا نیروی نظامی به کشورها اعزام نکنند.

تصمیمی برای استیضاح شهردار آبادان گرفته نشده است

دریس فرد: شهرداری به علت نداشتن نقدینگی قادر به پرداخت مطالبات و حقوق همه پرسنل نبوده است.

بدهکاری ۴۵ اداره به شهرداری آبادان

در: با دستور شهردار تمامی پروژه ها و خریدهای غیر ضروری شهرداری تا رفع مشکل اصلی مالی شهرداری متوقف شد.

برخورد قانونی با متخلفان استفاده از کارتهای بازرگانی در آبادان

محمدی زاده: حق استفاده از کارت بازرگانی قائم به شخص است و لذا دارندگان کارت بازرگانی حق واگذاری آن را به غیر ندارند.

می‌دانم سرمنشا مشکلاتم در آبادان کجاست

کمالوند: به وعده خود برای تک رقمی کردن صنعت نفت در جدول عمل کردم و از این بابت خوشحال هستم.

بچه های آبادان

داشتیم برای کنکور خودمون را آماده می کردیم. من و عماد. عماد نوه عمه ام بود.هم سن بودیم. خرمشهر زندگی می کردند.اون وقت ها عشقمون رفتن به دانشگاه بود.

«ام علی»٬ مادر عماد هر روز که ازبازار برمی گشت، می گفت که قراره عراقیا حمله کنند. اون موقع ها هیچ کس این حرفا رو باور نمی کرد. «ویترای» مد بود. با عماد توي شهر، بساط داشتیم و نقاشی های ویترای می فروختیم. نقاشی های مینياتور، منظره و همینطور عکس های خسرو گلسرخی، کرامت دانشیان، صمد بهرنگی، آيت الله خمینی، آيت الله طالقانی و ...

اطراف بساط ما هم بساط گروههای سیاسی بود. از انواع چپ ها و مارکسیست ها و طرفداران شریعتی . خلاصه بازار نشریه و بحث و نوار موسیقی انقلابی و کتک و دعوا گرم بود.

رادیو آبادان مرتب از مردم کمک می خواست. پالایشگاه بمباران شده بود. عراقی ها حمله کرده بودند. مدرسه ها تعطیل شد. شهر شلوغ شده بود. دیگه فرق نمی کرد جزو چه گروه و دسته ای هستی وانت ها پر بود از جوون هایی که می رفتند سمت پالایشگاه برای سنگر درست کردن، مرتب شهر بمباران می شد یا هوایی و از اون طرف اروند.

هر روز کارمون سنگر ساختن بود. آبادان بود و دود و آتش. تمام مامواران آتش نشانی که در جریان سینما رکس زندانی شده بودند آزاد شدند. همه به هم کمک می کردند.

«جوکار» یکی از آتش نشان هاي زندانی هنگام خاموش کردن آتش تو اسکله خمپاره خورده بود و تکه تکه شده بود.

سربازهای خسروآباد رو بردند سمت خرمشهر بچه های آبادان هم دسته دسته با وانت می رفتند خرمشهر فرقی نمی کرد که چه عقیده ای داشتی از سچفخا بودی از سمخا، مذهبی بودی یا غیر مذهبی، عرب بودی یا عجم. اون وقت بچه ها همه فقط یک فکر داشتند، آبادان.

 

سهیل موسویان

نوشتن دیدگاه