تیتر یک

آخرین اخبار

رمزگشایی از شیء نورانی آسمان دیشب

آیا این جسم نورانی که مردم در آسمان مشاهده کردند بشقاب پرنده بوده یا موشکی در فضا سوخت خود را تخلیه کرده است؟

دلال‌ها در تصمیمات صنعت نفت نقش دارند

قاسمپور: نمی‌خواهم خیلی حرف‌ها را بزنم اما این طور که من می‌دانم درصد زیادی از بازیکنان صنعت نفت توسط مربی جذب نشدند.

مسئولان پاسخگو باشند

شرفی: امروز که در زمستان قطعی برق به 18 ساعت می رسد در تابستان و با گرمای بالای 50 درجه چگونه جوابگوی مردم باشیم.

نقش رسانه‌ها در مبارزه با فساد

مبارزه واقعی با فساد اقتصادی و رانت‌خواری از رهگذر انعکاس اخبار و اطلاعات به شیوه حرفه‌ای، صحیح و غیر مغرضانه محقق می‌شود.

از کنار زمین فرار کردم

کریمی: بعد از دیدار امروز حالم گرفته است؛ تماشاگران فکر می‌کنند از ما متعصب‌تر هستند.

هنوز آمار ۷۰ درصدی بیکاری در شهر آبادان پا برجاست

ابراهیمی پور: دولت به تکلیف خود در قبال فعال شدن منطقه آزاد در شهرهای آبادان و خرمشهر عمل کند.

استان خوزستان یکی از مسیرهای ترانزیت مواد مخدر است

کردونی: خوزستان در بحث سوء مصرف مواد مخدر با فاصله از میانگین کشور رتبه نخست را دارد.

کارشناسان خوزستان باید در زمینه حجم انتقال آب اقناع شوند

 شریعتی: در خصوص انتقال آب شرب مخالفتی نداریم اما انتظار داریم تا کار به صورت کارشناسی انجام شود.

مشکل جذب مهاجم داریم

کریمی: از بازی آینده ذلیکانی را در اختیار خواهیم داشت که با آمدن او کمی از مشکل خط حمله‌مان مرتفع می شود.

نامه عارف به روحانی درباره خوزستان

عارف طی نامه‌ای از هیات وزیران و رییس‌جمهور خواستار اصلاح و بهبود وضع خوزستان با توجه به ریزگردها و گرد و غبار شد.

دولت باید از محضر مردم خوزستان عذرخواهی کند

مختار با اشاره به مشکلات قطعی آب و برق در خوزستان، خواستار تشکیل جلسه هیات دولت در این استان و بررسی مشکلات شد.

واگذاری پالایشگاه آبادان منتفی است

شرفی: پالایشگاه آبادان ضرر ده شده چون بعد از ۲۸ سال از جنگ نتوانستیم تکنولوژی و تجهیزات آن را به روز کنیم.

بچه های آبادان

داشتیم برای کنکور خودمون را آماده می کردیم. من و عماد. عماد نوه عمه ام بود.هم سن بودیم. خرمشهر زندگی می کردند.اون وقت ها عشقمون رفتن به دانشگاه بود.

«ام علی»٬ مادر عماد هر روز که ازبازار برمی گشت، می گفت که قراره عراقیا حمله کنند. اون موقع ها هیچ کس این حرفا رو باور نمی کرد. «ویترای» مد بود. با عماد توي شهر، بساط داشتیم و نقاشی های ویترای می فروختیم. نقاشی های مینياتور، منظره و همینطور عکس های خسرو گلسرخی، کرامت دانشیان، صمد بهرنگی، آيت الله خمینی، آيت الله طالقانی و ...

اطراف بساط ما هم بساط گروههای سیاسی بود. از انواع چپ ها و مارکسیست ها و طرفداران شریعتی . خلاصه بازار نشریه و بحث و نوار موسیقی انقلابی و کتک و دعوا گرم بود.

رادیو آبادان مرتب از مردم کمک می خواست. پالایشگاه بمباران شده بود. عراقی ها حمله کرده بودند. مدرسه ها تعطیل شد. شهر شلوغ شده بود. دیگه فرق نمی کرد جزو چه گروه و دسته ای هستی وانت ها پر بود از جوون هایی که می رفتند سمت پالایشگاه برای سنگر درست کردن، مرتب شهر بمباران می شد یا هوایی و از اون طرف اروند.

هر روز کارمون سنگر ساختن بود. آبادان بود و دود و آتش. تمام مامواران آتش نشانی که در جریان سینما رکس زندانی شده بودند آزاد شدند. همه به هم کمک می کردند.

«جوکار» یکی از آتش نشان هاي زندانی هنگام خاموش کردن آتش تو اسکله خمپاره خورده بود و تکه تکه شده بود.

سربازهای خسروآباد رو بردند سمت خرمشهر بچه های آبادان هم دسته دسته با وانت می رفتند خرمشهر فرقی نمی کرد که چه عقیده ای داشتی از سچفخا بودی از سمخا، مذهبی بودی یا غیر مذهبی، عرب بودی یا عجم. اون وقت بچه ها همه فقط یک فکر داشتند، آبادان.

 

سهیل موسویان

نوشتن دیدگاه