امروز : جمعه, 09 آبان 1393

نظرسنجی

آیا با حصارکشی به دور منطقه آزاد اروند و ورود کالای بدون گمرکی به بازار موافقید؟
 
نخستین گل تیم ملی فوتبال را من زدم.

آخرین بار به خاطر تجدید عهد با منوچهر سالیا به آبادان طی سفر کرده بود تا درس وفا دهد، درس قدرشناسی به مردمانی که در چند قدمی سالیا او را فراموش کرده بودند.
عبدالرضا برزگری با یاران همیشگی‌اش ابراهیم سلامیه و مهدی مطوری مهمان ما بود، مهمانی که در واقع در هر کجای آبادان میزبان است، مردی که در روزهای غرور، سنبلی بی‌بدیل برای فوتبال آبادان به شمار می‌رفت.

از احمد آباد و نقطه شروع بگو ...
* برزگری: چرا از اصالت شروع نکنیم، خانواده برزگری ریشه در آبادان داشت، ابوی در شرکت نفت مشغول بود و 7 خواهر و 3 برادر بودیم، احمدآباد همان محله‌ای که به غیر از من شاملی، دوستانی، لقمان، موسی‌زاده، صالحی، مظلومی را معرفی کرد، یادش بخیر کنار سینما تاج (نفت)، جنب لوله‌ها منطقه‌ای بود که برای اولین بار در آن پا به توپ شدم.

و نخستین تیم...
* برزگری: اسمی نداشت ولی مجموعه‌ای بود که توسط شخصی به نام حسن‌پور جمع و جور شده بود. من، علی فیروزی، علی زارع و علی میرشکاری در آن تیم حضور داشتیم تا این‌که بعد از آنکه مرحوم سالیا حاضر نشد مرا در آزاد به بازی بگیرد به تیم شهرداری پیوستم فکر می‌کنم سال 51 یا 52 بود که به همراه ابراهیم سلامیه، علی فیروزی در تیم شهرداری به میدان رفتیم، همان شهرداری که زیر نظر رضا مجدی فعالیت می‌کرد و بعدها به سپه تغییر نام یافت.

چه موقع به نفت پیوستید؟
* برزگری: بعد از سپه و زمان حضور دهداری، پورجانکی و سالیا به نفت ملحق شدم و نخستین مسابقه‌ای که به میدان رفتم دیدار مقابل تراکتورسازی در آبادان بود که البته یکی از چهره‌های ضعیف میدان لقب گرفتم و همین موضوع باعث شد مسابقه بعدی که خارج از خانه بود را کامل روی نیمکت بنشینم.

و چه زمانی عبدالرضا برزگری به حسون تکنیکی و معروف تبدیل شد؟
* برزگری: درست دو هفته بعد از اولین مسابقه‌ای که به میدان رفتم در آبادان میزبان پرسپولیس بودیم، همان پرسپولیسی که قلیچ‌خانی، پروین، عزیزی و بسیاری ملی‌پوش دیگر را در ترکیب می‌دید، ترس عجیبی تمام وجودم را فراگرفته بود ولی درست بعد از عبور راحت از اولین مدافع مستقیم که محمد دادکان بود به خودم گفتم باید این دریبل‌ها را ادامه دهم و در همان مسابقه با به ثمر رساندن یک گل و دادن پاس گل به علی احمدی‌خرم، ستاره زمین لقب گرفتم، بعد از همان دیدار که با پیروزی 2 بر یک نفت خاتمه یافت توسط «یاگودیچ» مربی آن سال‌های تیم ملی جوانان به آن مجموعه دعوت شدم.

و با تیم ملی جوانان به جام‌جهانی اعزام شدید...
* برزگری: دقیقاً، بازیکنان بزرگی مثل درخشان، چنگیز و صدری از همبازیان من در آن تیم بودند در مسابقه اول مقابل برزیل در نیمه دوم به میدان رفتم ولی در دیدار بعدی مقابل ایتالیا و ساحل عاج به طور ثابت بازی کردم که موفق به گلزنی هم شدم.

چه موقع مورد توجه حشمت مهاجرانی قرار گرفتید؟
* برزگری: بلافاصله بعد از بازی‌های جام‌جهانی جوانان توسط مهاجرانی به تیم ملی بزرگسالان دعوت شدم، این درست که در مسابقات مقدماتی جام‌جهانی آرژانتین به میدان نرفتم ولی به همراه علیدوستی، فریاد شیران و فداکار آخرین نفراتی بودیم که از لیست نهایی حذف شده تا همراه دهداری و طالبی و درمعیت تیم امید راهی جام تولان فرانسه شدیم.

ولی بعد از جام‌جهانی آرژانتین به شکل مستمر در تیم ملی حضور داشتید...
* برزگری: بله، من، خادم‌پیر، پور آفریقا، فیروزی، بوستانی و شیدایی از خوزستان به تیم ملی دعوت شدیم تا در اردوی آمادگی برای برگزاری مسابقات المپیک مسکو که البته تحریم شد حاضر باشیم که از میان افراد نامبرده تنها من در لیست نهایی باقی ماندم و به غیر از من و ابراهیم‌زاده از بوشهر، بقیه بازیکن‌ها تهرانی بودند، شاید جالب باشد بدانید که اولین گل تیم ملی ایران پس از پیروزی شکوهمند انقلاب را من وارد دروازه‌ی تیم ملی چین کردم.

چه موقع لژیونر شدی؟
* برزگری: بعد از آنکه تیم ملی راهی المپیک مسکو نشد با امضای قرار داد 2 ساله به النصر امارات پیوستم و بعد از این مدت 5 فصل بازی پیاپی در نادی القطر توپ زدم تا اینکه به همراه ابراهیم قاسمپور به مصر رفته و به عضویت المصری مصر درآمدم.

ارتباطتان با آبادان قطع شده بود؟
* برزگری: به ‌هیچ ‌وجه، مرتب با منوچهر سالیا در شیراز تماس تلفنی داشتم و بعد از مصر بلافاصله به شیراز برگشتم تا برای تیم صنعت نفت که آن سال‌ها در استان فارس به میدان می‌رفت بازی کنم و با وجود قهرمانی در مسابقات فارس با مخالفت مسئولان و فوتبالی‌های شیراز روبرو شدیم، آنها معتقد بودند که تیمی متشکل از آبادانی‌ها نمی‌تواند نماینده فارس در مسابقات انتخابی کشور باشد به همین دلیل سالیا با هزار مشکل تیم را به خوزستان منتقل کرد تیمی که با حضور در مسابقات انتخابی لیگ کشور در مسجدسلیمان به همراه جنوب اهواز راهی لیگ ایران شد.

بعد از کسب این افتخار مدت زیادی را در نفت نماندید، دلیل چه بود؟
* برزگری: بدبختی و مشکلات فوتبال آبادان از روزی آغاز شد که ناجوانمردانه دفتر منوچهر سالیا را در ورزشگاه تختی آبادان پلمپ کردند، عده‌ای این کار را کردند که آن ‌روزها در پالایشگاه بودند و امروز هم حضوری فعال دارند، همان کسانی که شیرازی‌های تیم مثل من را به بهانه‌های مختلف بیرون گذاشتند، یادم می‌آید روزی به مرحوم سالیا گفتم من دیگر نمی‌خواهم در نفت بازی کنم ولی این‌ها تیم نفت را تخریب می‌کنند، گفتم: حیف از فوتبال آبادان که خراب شود.

بعد از سالیا تا مدت‌ها علی فیروزی هدایت تیم را برعهده گرفت.
* برزگری: مرحوم سالیا، علی را خیلی دوست داشت و همیشه می‌گفت: بعد از من تنها کسی که لیاقت مربیگری نفت را داراست فیروزی است.

چرا معتقدید بعد از رفتن سالیا فوتبال آبادان نابود شد؟
* برزگری: خود شما هم می‌دانید درست چند سال بعد از افول تفکر سالیا، هجوم غیر آبادانی‌ها به شهر و مجموعه نفت سرعت گرفت، به نظر شما این مسئله دلیل نابودی فوتبال آبادان نبود.

پس شما هم مانند اغلب اهالی فن معتقدید که غیر بومی‌ها فوتبال این شهر را از عرش به فرش رساندند؟
* برزگری: ما هیچ وقت احتیاج به بازیکن غیر آبادانی نداشتیم،‌آن روزها آبادان 237هزار نفر جمعیت داشت ولی چندین تیم سرحال در این منطقه فعال بودند، چطور می‌شود امروز با وجود این‌که جمعیت چند برابر شده است تنها چند فوتبالیست آبادانی در تیم نفت توپ می‌زنند.

شما در دوره کوتاهی سرمربی نفت شدید، چقدر به اعتقاد امروزتان مبنی بر حضور آبادانی‌ها پایبند بودید؟
* برزگری: بگذارید قبل از هر صحبتی در این خصوص از حمایت‌های مردم در آن روزها تشکر کنم، به غیر از 3 بازیکن غیرخوزستانی تمام تیم را با فوتبالیست‌های‌ بومی بستم، حسین سلامی را رو کردم که بعدها به کاپیتان نفت تبدیل شد، به عقیده‌ خودم در نتیجه‌گیری هم بد عمل نکردم ولی اینجا مربی وقتی ماندگار می‌شود که مورد حمایت مسئولان باشد.

زندگی امروز حسون برزگری چگونه می‌گذرد؟
* برزگری: منزلم شیراز است ولی‌ بیشتر ماه‌های سال را در دوبی می‌گذرانم. جالب است بدانید تعداد زیادی از بازیکنان تیم ملی امارات مثل علی وهیبی، سالم عبدا... و محمد فوزی از شاگردان من در العین بوده‌اند، باور کنید دلم می‌سوزد وقتی می‌بینم شهری که از آبادان کوچکتر است بدین شکل در حال پیشرفت است.

از آبادان کوچکتر است اما امکانات آنها کجا و امکانات ما کجا...
* برزگری: همه چیز امکانات نیست زمانی که در سپه توپ می‌زدیم آب یخ را خودمان تهیه می‌کردیم، به عقیده من بیش از امکانات انگیزه دادن به استعدادها مهم است.

وقتی بعد از مدت‌ها به آبادان می‌آیی چه حسی داری؟
* برزگری: خیابان‌های احمد آباد را پیاده طی می‌کنم از وجب به وجب آن خاطره بیرون می‌آید، خیلی دوست دارم در آینده زندگی‌ام را به آبادان منتقل کنم.

آیا عبدالرضا برزگری که به زعم بسیاری یکی از ده بازیکن تکنیکی تاریخ فوتبال ایران است به حق خود رسیده است؟
* برزگری: بعد از آن‌که به عنوان لژیونر به کشورهای عربی سفرکردم از بازی کردن در داخل ایران تا مدت‌ها محروم بودم به همین دلیل هیچ‌ وقت نتوانستم به فوتبال آب و خاکم آنطور که باید خدمت کنم ولی به هر حال خدا را شکر ناراضی نیستم.

گفت‌وگو از امین جوکار

 

 

اضافه‌ كردن نظر