کاهش مشارکت؛ گریز از مسئولیت فردی و اجتماعی

مشارکت فراگیر در انتخابات، نشانگر پذیرش مسئولیت سیاسی و اجتماعی است. از این رو مشارکت نکردن به بی اعتمادی عمومی در جامعه، تضعیف تعهد اجتماعی و کمرنگ شدن هویت اجتماعی و ملی می انجامد.

کمتر از 10 روز دیگر انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود. در این میان یکی از مباحثی که مطرح می شود، میزان مشارکت و اهمیت آن است. از این رو برخی مراکز افکار سنجی نیز بخشی از پرسش خود را در زمینه مشارکت و گونه بندی آن مطرح می کنند.

یکی از نکته هایی که در ادوار مختلف برگزاری انتخابات مطرح می شود، مساله مشارکت در انتخابات است. در نظام های مختلف سیاسی نسبت به این مساله رویکردهای متفاوتی دیده می شود.

در برخی کشورها مشارکت در انتخابات امری اجباری است و کسانی که در انتخابات شرکت نکنند به نحوی با اعمال محدودیت و مجازات هایی روبرو می شوند.

هر چند در جمهوری اسلامی ایران مشارکت در انتخابات امری اجباری نیست اما مشارکت ها در انتخابات مختلف بالا بوده است.

این مساله نشانگر حضور پویا، جدی و فراگیر مردم در برهه های مختلف در انتخابات است. با این حال متاسفانه برخی در انتخابات شرکت نمی کنند که امر خوشایندی نیست.

با نظر به اهمیت مشارکت و آفت های مشارکت نکردن در انتخابات به بیان نکته هایی می پردازیم:

 

1- شرکت در انتخابات یکی از انـواع مهم مشارکت سیاسی است که بر آن دسته از فعالیت هایی دلالت دارد که از طریق آن اعضای یک جامعه در انـتخابِ تـصمیم گیرندگان شرکت مـی کنند. رای دادن در انتخابات معیارعمده اندازه گیری میزان مشارکت سیاسی مردم یک جامعه است.

انتخابات به مثابه یکی از بسترهای اصلی حضور و بروز افکار و سلیقه های مختلف مردم، ساده ترین و مهمترین شکل مشارکت سیاسی در هر کشوری است. به عبارتی دیگر یکی از معیارهای سنجش مردم سالاری در جوامع مختلف مقوله انتخابات است.

ایران با نظامی مردم سالار از کشورهایی است که بیشترین نرخ مشارکت در انتخابات را دارد. این مساله به نوعی نشانه بالا بودن میزان تعهد سیاسی مردم ایران و قبول مسوولیت فردی و اجتماعی آنان است.

همچنین با توجه به این که نظام های سیاسی بر پایه اعتماد عمومی و اراده مردم استحکام می یابند، استمرار و اقتدار آنها وابسته به مشارکت مردم است.

بر همین اساس مشارکت در انتخابات می تواند بسترهای ثبات و استحکام را فراهم سازد. در واقع مشارکت سیاسی با خود ثبات سیاسی را نیز به همراه می آورد و هر چه مشارکت مردم در انتخابات گسترده باشد ثبات سیاسی نیز بیشتر خواهد شد.

زیرا ثبات هر نظام سیاسی به میزان مقبولیت عمومی و مشارکت حداکثری مردم در عرصه های مختلف اجتماعی بستگی دارد.

 

2- مشارکت، نوعی تعهد و قبول مسئولیت فردی و اجتماعی است که به حضور مردم در عرصه های مختلف تداوم می بخشد. بنابر این سهیم شدن در امور اجتماعی و سیاسی جامعه می تواند یاری رسان حفظ وحدت و همبستگی ملی باشد. مشارکت فراگیر در انتخابات، رسیدن به پیشرفت و طی مسیر توسعه را هموار می سازد.

از طرفی دیگر نیز به پاسخگویی نامزدهای شرکت کننده می انجامد. پاسخگویی مدیران نیز سبب افزایش رضایت مندی شهروندان و به تبع آن ارتقای اعتماد عمومی جامعه می شود.

 

3- شرکت نکردن در انتخابات نشانگر نوعی بی تفاوتی است که این بی تفاوتی ساحت فردی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد.

چرا که هر جامعه ای برای رویارویی با تهدیدهای بیرونی و چالش های درونی، ناگزیر از حرکت به سوی انسجام ، وحدت و گسترش مشارکت است.

به عبارت دیگر، سلامت یک کشور در صورتی تضمین خواهد شد که حس همبستگی و مشارکت عمومی میان همه گروه های جامعه برقرار باشد.

مشارکت فراگیر در انتخابات، نشانگر حس پذیرش سیاسی و اجتماعی است. از این رو مشارکت نکردن به بی اعتمادی عمومی در جامعه و تضعیف تعهد اجتماعی و کمرنگ شدن هویت اجتماعی و ملی منجر می شود.

همچنین، این بی اعتمادی به سطح روابط میان فردی کشیده شده و نتیجه ای جز، کوچک شدن روابط بین شهروندی و در نهایت انزوای اجتماعی ندارد.

هر چه میزان مشارکت مردم در گزینش زمامداران و یا نمایندگان بیش تر باشد، حکومت از مقبولیت، استحکام اجتماعی و ثبات سیاسی بیشتری برخوردار خواهد بود.

بنابر این دموکراسی و حاکمیت مردم، از طریق حضور و مشارکت آنان در صحنه های انتخابات و تعیین سرنوشت جمعی تبلور می یابد. پیامدهای مشارکت و حضور حداکثری در انتخابات به تولید اقتدار و مشروعیت می انجامد.

ماهیت قدرت را اجتماعی کرده و به استحکام ساخت درونی قدرت می انجامد. در برابر آن نیز شرکت نکردن در انتخابات بی توجهی به حق تعیین سرنوشت و گریز از مسئولیت فردی و اجتماعی است.

نوشتن دیدگاه