دیواری خاطره‌انگیزتر از برلین

ناصر تقوایی درباره نخستین حضور خود در آبادان پس از جنگ گفت: زمانی که جنگ تازه به پایان رسیده بود وقتی به آبادان و خرمشهر رفتم در کوچه پس کوچه‌های زادگاهم هر لحظه دوستان و هم دوره‌ای‌های شهیدم را می‌دیدم.

ناصر تقوایی فیلمساز پیشکسوت سینمای ایران در دومین مراسم اختتامیه "سینما حقیقت" که 28 آذرماه در آبادان برگزار شد درباره عکاسی از آبادانِ پس از جنگ گفت: در اولین مشاهدات خود از آبادان و خرمشهر پس از جنگ حجم ویرانی بسیار بود و اصولا شکل مبارزه و جنگی که انجام شده بود با تمام جنگ های دنیا متفاوت بود.

وی در ادامه افزود: در روزهای پس از جنگ زمانی که در کوچه پس کوچه های زادگاهم آبادان قدم می زدم، یاد دوستان و هم دوره‌ای‌هایم افتادم که شهید شده بودند و یادآوری آنچه بر زادگاهم گذشته بود بسیار دردناک بود.

این فیلمساز سینمای ایران در ادامه صحبت های خود با بیان خاطراتی از حضورش در آبادان قبل از جنگ گفت: پالایشگاه آبادان دیوار بلندی داشت که به عنوان عابر پیاده نمی توانستیم آن سوی دیوار را ببینیم و این دیوار برای من همواره پر از رمز و راز بود.

اما همین دیوار پس از جنگ بر اثر اصابت گلوله به حالت فروپاشی درآمده بود و در آن جای هزاران گلوله دیده می‌شد. زمانی که با این صحنه مواجه شدم احساس کردم همه خاطراتم از آبادان فرو ریخته است.

به گفته وی، معمولا در حوادث بزرگ به ویژه جنگ‌ها یک چیزهایی به عنوان یادبود نگهداری می‌شود که آن دیوار با هزار گلوله‌ای که در هر متر مربع آن خورده بود می‌توانست به عنوان یادبود نگهداری شود اما این دیوار در سال‌های اخیر به یک دیوار آجری تبدیل شده است.

وی در ادامه افزود: از همین رو تصمیم گرفتم با این دیوار کار بزرگی انجام دهم که پاسخی بر ظلم وارد شده بر مردم ایران به خصوص همشهریانم باشد. فضا و رنگ های به جا مانده از دوران جنگ در آبادان فضای عجیبی بود که این فضا تنها با دوربین عکاسی به نمایش گذاشته می شد.

تقوایی با اشاره به اینکه غیر از عکاسی از این دیوار از نخلستان‌های سوخته نیز عکس گرفته است، بیان کرد: علاوه‌ بر عکس‌هایی که از دیوار پالایشگاه گرفته‌ام مجموعه ای عکس از نخل‌های سوخته هم دارم. البته کارم درباره آبادان و وضعیت جنگی آن همچنان ادامه دارد و هنوز هم در حال عکاسی هستم.

کارگردان "چای تلخ" از سالن سینما نفت آبادان یاد کرد و توضیح داد: از دوران نوجوانی که شیفته سینما شدم دوست داشتم فیلمی بسازم که در این سالن به نمایش درآید. این سالن در آن زمان یکی از بهترین سالن‌های دنیا بود. نظم و ترتیبی که در این سالن وجود داشت بی‌نظیر بود.

این عکاس در ادامه متذکر شد: یکی از اهداف بزرگ برای تصویر کردن آن روزها این بود که از آبادان شهری که به عنوان زادگاهم می شناختم یادگاری به جا بگذارم. در واقع آنچه من در دیوار پالایشگاه آبادان دیدم هیچ اروپایی بر دیوار برلین ندیده بود.

تقوایی در پایان متذکر شد: از مجموعه آنچه از آبادان پس از جنگ عکاسی کردم مجموعه ای به نام نمایشگاه عکس آماده کردم که دوست دارم همه آن را به موزه شهر آبادان تقدیم کنم.

نسل ما بود و جنگ را دید ولی بچه‌های ما چه تجربه‌ای خواهند اندوخت؟ من در بیوگرافی‌ام گفته‌ام که ایران را دوست دارم برای اینکه سرزمین من است. عاشق آبادان هستم برای اینکه زادگاه من است.

نوشتن دیدگاه