کانديداهايی که حاتم طايی می شوند!

با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی همواره یک مساله رنج آور در فضای جامعه شکل می گیرد و در ایام منتهی به روز رأی گیری به اوج خود می رسد و آن توزیع هدایا و دادن پول ها و گستراندن سفره ها و نیز بمباران نامتعارف و پرهزینه تبلیغاتی است.

امسال نیز کما بیش در برخی شهرستان ها و حوزه های انتخابیه کم جمعیت این روند آغاز شده است کما این که دبیر شورای نگهبان نیز اخیراً اشارتی هشدار آمیز به این موضوع داشت.

بدیهی است کسی که از همین دوران  قبل از انتخابات هزینه های سنگینی را متحمل می شود و گاه برای تأمین این مخارج خودساخته دست به دامن برخی جریان های قدرت و ثروت می شود ، در دوران نمایندگی احتمالی از دو حال خارج نخواهد بود: اگر با پول خود سفره ها گسترده و سکه ها داده و تبلیغات نامتعارف و پرهزینه را انجام داده ،  ما به ازای “خرج” های خود را در “دخل” های ناشی از رانت نمایندگی جست و جو خواهد کرد.
اگر هم با پول برخی صاحبان قدرت و ثروت راهی مجلس شود ، طبیعتاً وامدار آنها خواهد بود.

لذا در یک نتیجه گیری منطقی و مستند به برخی واقعیت ها ، می توان گفت کاندیداهای پر خرجی که در ماه ها و ایام منتهی به انتخابات “حاتم طایی” می شوند(!) در صورت راهیابی به مجلس ، یا نماینده جیب خود می شوند یا نماینده کسانی که ساپورتشان کرده اند و البته حالت سوم هم “هر دو گزینه” است و در این میان جای چندانی برای نمایندگی مردم باقی نمی ماند.

در چنین فضایی و با توجه به فقدان قوانینی درباره شفافیت منابع مالی تبلیغاتی ، نمی توان همه مسوولیت را بر عهده نهادهای ناظر گذارد و از آنها انتظار داشت که با همه کسانی که با خاصه خرجی هایشان در انتخابات برخورد و مثلاً آنها را حذف کند. بلکه باید این مشکل به طور ریشه ای حل و فصل شود.

دو راهکار برای این موضوع وجود دارد: اول آن که قوانین مربوط به تبلیغات انتخاباتی و مشخصاً شفاف سازی منابع مالی آن بروز رسانی شود و مانند خیلی از کشورهایی که سابقه بیشتری از ما در برگزاری انتخابات دارند ریال به ریال منابع مالی کاندیداها مشخص و حتی محدود شود.

اما واقعیت این است که اولاً چنین قوانینی فعلاً در حد مطلوب موجود نیست و ثانیاً به فرض تصویب هم مشخص نیست تا چه اندازه اجرا شوند و به فهرست قوانین متروک نپیوندند!

لذا باید راهکار دوم را جدی گرفت؛ این راهکار اساساً نیازی به مصوبه و بروکراسی و دولت و … ندارد و کاملاً مردمی است.
متأسفانه باید اذعان داشت که به ویژه در برخی مناطق و شهرهای کوچک ، هستند افرادی که با هدایای تبلیغاتی و حتی شام و ناهار رأی می دهند. مثلاً همین امسال از یکی از مناطق مرکزی کشور خبر رسیده که یکی از افرادی که قرار است کاندیدا شود چندین میلیون تومان هزینه کرده و مرغ خریده و در بسته بندی هایی مزین به اسم خود در برخی محلات توزیع کرده است.
آنهایی هم که به این افراد رأی می دهند با نیت رأی فروشی این کار را نمی کنند بلکه با توجه به روحیات خاص شرقی شان و ساده دلی خود ، به خیال خود “جبران محبت” می کنند یا این که می گویند “از دیگران که خیری به ما نرسید ، این یکی لااقل دو پرس غذا یا فلان هدیه را داد!”

حال وظیفه کسانی که از سطح تحصیلات بالاتر و بینش سیاسی و اجتماعی عمیق تری برخوردارند چیست؟ به عنوان مثال کسانی که هم اکنون خواننده این مطلب هستند ، به عنوان قشری که پیگیر سرنوشت سیاسی جامعه اند آیا در این خصوص وظیفه ای دارند؟

فارغ از این که خود رأی خواهیم داد یا نه ، به خاطر وطن مان هم که شده ، هر کدام از ما باید در حد وسع خودمان نسبت به آگاه سازی کسانی که در برابر هدیه و تبلیغات گسترده به این و آن رأی می دهند همت کنیم.
امروزه خوشبختانه دانش آموختگان دانشگاهی حتی در دور افتاده ترین روستاها نیز وجود دارند و بسیاری از ما در پیرامون خود افرادی را سراغ داریم که ممکن است در دادن رأی ، تحت تأثیر هدایا و پول ها و شام و ناهارها و … باشند.

اگر هر کدام از ما بتوانیم به یک یا چند نفر را آگاه کنیم که کسی که با این همه خرج و هزینه می خواهد به مجلس برود ، به اندازه چندین برابر آنچه داده از کیسه ملت بیرون خواهد کشید و هرگز نماینده مردم نخواهد بود ، گام بزرگی در برچیدن این قبیل سفره های نیرنگ آمیز و تبلیغات اسراف آلود برداشته ایم.

اگر مردم به حدی از بلوغ فکری و سیاسی برسند که رأی خود را به افراد شایسته بدهند نه به کسانی که بریز و بپاش بیشتری دارند ، دیگر کسی برای رأی آوردن بر روی “خاصه خرجی ها” حساب باز خواهد کرد.
راهکار دوم ، همین آگاه سازی هاست که باید توسط هر کدام از ما صورت گیرد.

برای اصلاح جامعه خود منتظر دولت و مجلس و حزب و رسانه و … نباشیم ؛ هر کسی از خودش و از اطرافیانش شروع کند و این مورد هم یکی از همان موارد اصلاحی.

نوشتن دیدگاه