از صبر هاشمی و رأی خاتمی تا انتخاب روحانی

 

روزی که سید محمد خاتمی در حسینیه پنج تن منطقه آب سرد گیلاوند در حوزه انتخابیه دماوند و فیروزکوه بر خلاف پیش بینی ها در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت کرد و رای خود را به صندوق انداخت از طرف بسیاری از کسانی که تصور می کردند تحریم ، دوای درد است(!) آماج انتقاد قرار گرفت اما گذر زمان نشان داد تصمیم او تا چه اندازه واقع بینانه ، با نگاه به آینده و حتی شجاعانه بوده و معترضان و منتقدانی که بر نظر قبلی خود پای می فشردند نیزاز فردای 24 خرداد 1392 به درستی تصمیم خاتمی اذعان کردند.

آن روزیکی طعنه زد که اگر از ساز و کار انتخابات قبلی ناخرسند است چرا دوباره در انتخاباتی با همان ساختار شرکت کرده و دیگری پرسید اگر قصد شرکت داشته چرا از دیگران نخواسته یا از کاندیدای خاصی حمایت نکرده است.

 

ماجرا از این قرار بود که رییس جمهور سابق نه در مقام یک فعال سیاسی - که فهرست و کاندیدا دارد- بلکه به عنوان یک شهروند پای صندوق رای رفت و در محلی رای داد که در هیچ یک از ادوار گذشته در آن حاضر نشده بود.( او معمولا رای خود را در حسینیه جماران به صندوق می اندازد.) البته همان موقع نیز اشتراک اصول گرایان رادیکال و انحلال طلبان خارج از کشور در اتهام زنی به خاتمی ، درستی تصمیم او را نشان می داد چرا که پروژه راندن او به بیرون ساختار رسمی را با شکست رو به رو ساخت و رشته هایی را که گسسته می نمود دوباره پیوسته نشان داد.

خاتمی خود در مقام توجیه و پاسخ گویی برنیامد چرا که نقض غرض می شد و تنها برخی از نزدیکان ادعا کردند که در برگ رای خود عبارت " جمهوری اسلامی ایران" را نوشته است که البته واقع امر بر هیچ کس آشکار نشد و لزومی هم نداشت. انتخابات 24 خرداد 1392 بیش از پیش نشان داد که تصمیم خاتمی درست و واقع بینانه و به نفع مصالح ملی و مقاصد اصلاح طلبانه بوده است.

در واقع همان اقدام اعتمادساز خاتمی بود که موجب شد او در انتخابات اخیر بتواند نقش موثری ایفا کند و در کنار صبر هاشمی میوه موفقیت را با گزینه روحانی بچیند.

به یاد داریم که در پی حوادث انتخابات 88 نیز عده ای بر هاشمی خرده می گرفتند که چرا راه قهر و خروج از نظام را در پیش نمی گیرد. اینک مشخص شده که سیاست ورزی هاشمی و شکیبایی او نیز عملی بخردانه و آینده نگرانه بوده است.

اگر هاشمی و خاتمی ، گرفتار احساسات می شدند یا در برابر فشارهای تندروها سر تسلیم فرو می آوردند و راه افراط در پیش می گرفتند و به اصطلاح همه کوپن های سیاسی خود را هزینه می کردند ، برای انتخابات 92 ، برگ برنده ای نداشتند و نمی توانستند چنان که ایفای نقش کردند و نتیجه انتخابات را رقم زدند ، نقش آفرینی کنند و امروز ، انتخابات ، نتیجه ای دیگر داشت.

 

عمل سیاسی همواره از بی عملی بهتر است و این همان کاری بود که خاتمی انجام داد. از منظری دیگر هم می توان گفت سکه سیاست دو رو دارد: ستیز و سازش . هنر سیاستمدار این است که توان استفاده از هر دو روی سکه را داشته باشد و البته مراد از "ستیز و سازش" در اینجا مفهوم سیاسی آن است و نه برداشت های رایج انقلابی.

اگر قرار باشد سیاستمدار تنها از عواطف هواداران خود پیروی کند دیگر چه نیاز به سیاست ورزی اوباقی می ماند؟ باید اجازه داد سیاستمداران درون ساختار قدرت نقش خود را ایفا کنند و فعالان مدنی نیز بر افکار عمومی تاثیر بگذارند.

انتخاب روحانی ، درستی تصمیم حداقلی خاتمی در انتخابات مجلس نهم و حکیمانه بودن شکیبایی هاشمی در انتخابات 88 را نشان داد و اکنون این باور، فراگیر تر از گذشته است که نه گامی به پیش نهادن به تنهایی واجد ارزش است و نه قدمی عقب نشستن در خور سرزنش و یگانه مرز باید مرز حکمت و شرافت باشد.

 

مهرداد خدیر

نوشتن دیدگاه