ترور شخصيت ، نقادی نيست

ترور شخصیت، همواره در طول تاریخ به شکل های مختلف علیه نخبگان، شخصیت های برجسته و محبوب، بزرگان و حتی پیامبران و ائمه نیز وجود داشته است و هیچ یک از آنها از چنین اقداماتی در امان نبوده اند.

شاید آن قدر این جرم وحشتناک، بی‌رحمانه و بازخوردش وسیع است که نمی‌توان برای وقوع آن مجازاتی تعیین کرد.

ترور شخصیت همواره با اندیشه تروریستی صورت می گیرد و اگر چه خونی بر زمین ریخته نمی شود اما روح و روان و حرمت فرد مورد تعرض و حمله قرار می گیرد.

نکته مذموم دیگر این است که در این جنگ نابرابر فرد مورد ترور واقع شده توان دفاع از خود ندارد زیرا وقتی موج شایعات و تبلیغات منفی علیه او به راه می افتد، جبهه ای مشخص و دشمنی آشکار وجود ندارد که بتواند از آن شکایت یا افشاگری کند.

در واقع در این روش آلوده کردن اطلاعات طرف مقابل و تخریب شخصیتی و روانی او صورت می‌گیرد. این تخریب می‌تواند علاوه بر تأثیر مثبت در روحیه افراد طرفدار تروریسم، در جهت ایجاد تزلزل در پیروان طرف مقابل نیز مؤثر واقع شود.

ترور شخصیت از لحاظ فنون اطلاعاتی شیوه ای از عملیات روانی است که جایگزین ترور فیزیکی شده است. هدف اساسی در ترور شخصیت حقوقی یک سازمان ، تسخیر افکار عمومی و تغییر نگرش و رفتار مخاطبان است.

در زمان‌هایی که نتوان فردی را ترور فیزیکی کرد و یا نباید افراد مورد ترور فیزیکی قرار گیرند ، مخالفان سعی می‌کنند از طریق عوامل تبلیغاتی جنگ روانی و با استفاده از وسایل ارتباط ‌جمعی، شخصیت‌های مطرح و مؤثر در جناح مقابل را با شایعه و دروغ پردازی ترور شخصیت نمایند.

 

روش های رایج در ترور شخصیت

به طور کلی دو روش برای تخریب وجود دارد. اول آن است که سوژه ای را به عنوان شخصی منحرف معرفی نموده و شخصیت وی را مورد هجمه قرار داد.

دوم شبهه افکنی که در آن سعی می شود در ویژگی های مثبت فردی که اصلا جایی برای تخریب ندارد، با دیده تردید نگریسته شود. از بین بردن اعتبار شخصیتی از طریق متهم سازی، جعل اسناد، جرم انگاری و بدل سازی انجام می شود.

در این روش در مدت زمان اندکی، انواع و اقسام اتهامات بی‌پایه و اساس و برچسب‌های دروغین به فرد زده می شود. شخصیت فرد را با برچسب های مختلفی اعم از جاسوس، عامل بیگانه، شورشی، خودفروخته، مدعی دروغین، شیاد، کلاهبردار، داشتن فساد اخلاقی، مالی مورد تخریب قرار می دهند.

این اقدام در حالی صورت می پذیرد که با به کارگیری شگرد کلی گویی و استفاده از بار معنایی کلمات، ذهنیتی منفی به مخاطبان القا می شود و افکار و قضاوت های آنان را تحت الشعاع دروغ های القایی قرار می گیرد.

عاملان ترور شخصیت از این باور شرطی شده در میان مردم « تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها » سواستفاده می کنند و آن ها را به سمت اهداف خود سوق می دهند.

 

ترور شخصيت، نقادی نيست

در نقد اولين چيزی كه اهميت دارد به رسميت شناختن طرف مقابل است. همان‌طور كه برای خود حق و حقوقی قايل هستيم بايد برای فرد نقدشونده نيز حق و حقوقی قايل باشيم.

نقد نسبت به گروه‌های رقيب و جريان‌هاي ديگر هميشه بايد متضمن اخلاق و چارچوب‌های قانونی باشد. نقد بايد با هدف اصلاح انجام شود.

اگر به دنبال نقد تخريبگرانه باشيم و چارچوب‌هاي اخلاقی را كنار بگذاريم و به دنبال تهمت و افترا به طرف مقابل خود باشيم، كاركرد مثبت نقد را تبديل به اتفاقات زيانباری كرده‌ايم.

اگر در نقد برای ديگری هيچ حقی قائل نباشيم ديگر نام آن نقد نيست بلكه نوعي ترور شخصيتی است. يعنی در نظر گرفتن حق و حقوق افراد يكی از راه‌های هدايت‌كننده ما در امر نقد كردن مي‌تواند باشد.

دروغ بستن و افترا و عدم بيان واقعيات به نوعی از مدار اخلاق خارج شدن است.

 

ترور شخصیت حربه مدیران ضعیف

ترور شخصیت یکی از ابزارهای کارآمد از سوی مدیران ضعیف و یا برنامه ریزان وابسته به آنها است. وقتی انتخاب افراد بر اساس شایستگی و علمی نباشد و مسئولیت ها به افرادی داده شود که مستحق آن نیستند بروز ترور شخصیت در سازمان شکل می گیرد.

ترور شخصیت در سازمان رفتار یک فرد یا افراد خاصی است که چون برای دستیابی به هدف های شخصی یا گروهی خود قادر به استفاده از روش های صحیح نیستند و نمی توانند منافع خود را به شیوه صحیح، مقبول، پذیرفته شده و مطابق با موازین اخلاقی به دست آورند می کوشند با اعمال قدرت و بر اساس ترس و حذف روانی فرد یا افراد دیگر به مقصود خود برسند و طی این فرآیند آن شخص یا اشخاص خاص را در نظر روسا و همکارانش نامطلوب، کم کار، مخالف اهداف سازمان و در نهایت مخالف شیوه های قانونی متداول و پذیرفته شده در جامعه معرفی کنند.

 

اسلام و ترور شخصیت

در قرآن کریم می خوانیم:

وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِیناً

و کسانی که مردان و زنان مومن را بی آنکه مرتکب [عمل زشتی] شده باشند آزار می‌رسانند، قطعا تهمت و گناهی آشکار به گردن گرفته اند. ﴿احزاب - 58﴾

 

اهمیت سواد رسانه ای

در جامعه امروزی که با تعاملی شدن رسانه ها هر فرد خودش می تواند تولید پیام کند متاسفانه تهمت زدن یک امر عادی شده و بعضی ها با غرض ورزی عمدا به کسی تهمت می زنند و بدون سند و مدرک عملی ناصواب را به او نسبت می دهند و برخی دیگر از روی جهالت و بدون تحقیق و اثبات موضوع به فرد یا افراد پیام ها را بازنشر می کنند.

سواد رسانه ای به فرد این توانایی را می‌دهد که تحلیل مناسبی از مطالب منتشر شده در انواع شبکه‌های رسانه ای را داشته باشد.

رسانه قدرت این را دارد که در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با بالاترین کیفیت، اخبار و مطالبی را منتشر کند و این هنر و تشخیص مخاطب است که بتواند واقعیت را از شایعه تشخیص دهد.

افزایش قدرت تحلیل ما باعث می‌شود بتوانیم اخبار واقعی و دروغ را تشخیص دهیم و از انتشار آنها جلوگیری کنیم.

سواد رسانه‌ای یک مهارت اساسی در عصر دیجیتال است. به‌طور‌کلی سواد رسانه با ما کمک می‌کند تا یاد بگیریم که انتقادی فکر کنیم، یک مصرف‌کننده ی هوشمند باشیم ،دیدگاه افراد را تشخیص دهیم و هدف نویسنده را بفهمیم.

دیدگاه‌ها  

0 #1 رمضانی 1400-10-15 20:20
یه سری کاسب و دلال هم هستن که به اسم خبرنگار با یه پیج اینستاگرام و یا کانال تلگرام از افراد و گروه ها پول می گیرند تا به شخص یا گروهی با تهمت و افترا حمله کنند
شنونده باید آگاه باشد و هر حرف و سخنی را به راحتی قبول نکند مگر با سند و مدرک

نوشتن دیدگاه