او برای آبادان ماند، آبادان برای او خواهد ماند

زمانی که تو سال‌های نه چندان دور دهه ی هفتاد، زیر تیغ آفتاب فریاد آبادان برزیلته، هللیوس هلیوسه و این تیم شیرانه یا علی مدد تو استادیوم تختی آبادان طنین انداز می شد و فوتبالیست‌های آبادانی برای هوادارانشان توی زمین هنر نمایی می کردند، پسر کوچک ایستگاه سه، پشت فرمانداری، پاپتی، اونم روی آسفالت داغ با رفقایش فوتبال بازی می کرد.

شاید هیچ وقت نمی‌دانست روزی ستاره شود و بهترین مدافع گل زن تمام ادوار باشگاه صنعت نفت آبادان لقب بگیرد.

حتی زمانی که مهدی قائد استعدادش را شناخت و اصرار زیادی برای حضورش در تیم‌های پایه و آکادمی فوتبال آبادان کرد و باعث شد از پرسپولیس و شهرداری آبادان سر از نوجوانان صنعت نفت در بیارد، خودش فکر نمی کرد که روزی با انتخاب احمد طوسی از جوانان نفت مستقیم لباس بزرگسالان را در ۱۸ سالگی به تن کند و به آرزویش برسد.

روحیه ی جنگندگی مثال زدنی اش و تعصب زیادش به آبادان در همان سال‌های جوانی از او فوتبالیستی با تجربه ساخت.

به حدی تجربه کسب کرد که امروز همه فکر می کنند این مدافع ۳۰ ساله، بزرگتر از سن واقعیش است و دیگر باید کفش هایش را به میخ بیاویزد.

۲۲ گل زده به عنوان مدافع و بیش از ۱۵۰ بازی برای صنعت نفت فقط در لیگ برتر، آمار بازیکنی بود که هم استقلال قلعه نویی او را می خواست و هم گسترش فولاد، صبا و نفت تهران آرزویش را داشتند که اگر می رفت می‌توانست مثل شریفی نسب ها و مشکل پورها سال ها در ترکیب ثابت تیم‌های دیگر توپ بزند.

 

اعتماد به نفسی که پشت ضربه پنالتی دقیقه ۹۲ دیدار با استقلال تهران آن هم رودروی یکی از بهترین پنالتی گیرهای لیگ، او را بیش از پیش در دل هواداران فوتبال جا داد و محبوبش کرد.

کاپیتان به نوعی برای صنعت نفت، ابراهیم صادقیِ سایپا بود. او حالا دیگر متخصص دفاع وسط صنعت نفت آبادان بود. همه چیز خوب پیش می رفت. کاپیتان بود و تیم و هوادار و تعصب.

قصه از اونجایی شروع شد که کمالوند سرمربی جدید تیم او را از پُستش کنار گذاشت تا مرتضی اسدی را به دفاع آخر بگمارد.

کاپیتان به دفاع راست رفت در پُستی غیر تخصصی و کمی سخت به نظر می رسید، اما او بازی کرد، ۲۸ مسابقه را برای نفت در دفاع راست بازی کرد. خم به ابرو نیاورد، حتی زمانی که پائولو سرجیو دفاع راست را ازش گرفت و پُست هافبک دفاعی را به او داد، باز گوش کرد و بازی کرد.

اما او دیگر کاپیتان سابق نبود. دائم پُست عوض کرده بود، در حالی که در دفاع وسط برای خودش چیره دست شده بود.

اسکوچیچ که آمد بد بیاری هایش بیشتر شد، نیمکت نشینی، مصدومیت و برخی حواشی، کاپیتان را آنچنان دور کرد که حتی در لیست ۱۸ نفره هم جا نمی‌گرفت، هر چند آخرهای لیگ با سراج فرصت چند رقابت را پیدا کرده بود.

مدافع متعصب آبادانی ها حالا در فصل جدید عزمش را جمع کرده است. بعد از ابتلا به کرونا و یک ماه خانه نشینی، تصمیم جدی به بازگشت دارد.

خبر دارم که یک ماه سخت زیر نظر مربی تمرین بدنسازی انجام داده است. او می تواند برگردد. برگردد و چند سال دیگر برای فوتبال آبادان آقایی کند.

اینکه باشگاه با او قرارداد می بندد نوید روزهای خوب برای کاپیتان ۳۰ ساله روزهای نه چندان دور نفت است. کاپیتانی که حداقل می تواند پنج سال دیگر در سطح اول فوتبال کشور رقابت کند.

هواداران منتظر هستند تا با چراغ سبز سرمربی باز به لیست و آغوش استادیوم و هواداران برگردد. او برای آبادان سال ها ماند و امروز آبادان برای او مانده است؛ برای حسین بغلانی، پسر دوست داشتنی قلب های زرد.

یادداشت: محسن سیف

نوشتن دیدگاه