«ملا صالح» قصه مردی که به اتهام خیانت سال‌ها مورد بی‌توجهی قرار گرفت

نویسنده «ملا صالح» گفت: این کتاب سختی‌های زندگی مردی را نشان می‌دهد که علی‌رغم تمام خوبی‌ها، حمایت‌ها و زندگی بخشی‌هایی که داشته سال‌ها متهم به خائن بودن شد و مورد بی‌حرمتی و بی‌توجهی قرار گرفت.

رضیه غبیشی نویسنده خلاقی است که با نگاه ریزبینانه به دوره جنگ از زاویه دیگری به وقایع می‌پردازد و شاید همین امر مهم‌ترین علت منحصر به فرد بودن آثارش باشد.

وی درباره کتاب «ملا صالح» توضیحاتی ارائه کرده است:

 

چطور با ملا صالح آشنا شدید؟

ملا صالح از همرزمان همسرم بود. درباره وی چیز‌های زیادی شنیده بودم و تهمت‌های جاسوسی زیادی به وی زده می‌شد. روزی که ملاصالح را دیدم به وی گفتم که کتابش را خواهم نوشت.

دو سال با همسر شهیدم به خانه ملا صالح می‌رفتیم. گاه به خاطر مشکلات و بیماری که به لحاظ روحی و جسمی داشت مصاحبه‌ها انجام نمی‌شد یا به مدت زمان کوتاهی محدود می‌شد.

 

مصاحبه‌ها چقدر زمان برد؟

دو سال طول کشید تا بتوانم اطلاعاتی را که می‌خواهم به واسطه مصاحبه به دست آورم و دو سال هم تدوین کتابم زمان برد.

 

زندگی ملا صالح در آبادان چطور بود؟

زندگی بسیار سخت و فقیرانه‌ای داشت به طوری که ترک‌های دیوار خانه‌اش کاملا دیده می‌شد.

 

کتاب «ملا صالح» چه برهه‌ای از زندگی ملا صالح را شامل می‌شود؟

این کتاب از ابتدای زندگی ملا صالح را در بر می‌گیرد. از سختی‌های زندگی‌اش، دوران زندانی شدنش توسط ساواک، اذیت‌هایی که در دوره جنگ متحمل شد، در به دری‌ها و مسائل شخصی‌اش تا اسارت و ماجرا‌های بعد آزادی ملاصالح در این کتاب آمده است.

 

ملا صالح چطور از زندان عراق آزاد شد؟

در زندان عراق خیلی اذیت شد و به واسطه سرهنگی که در زندان شاه با آن آشنا شده بود، نجات پیدا می‌کند چرا که این سرهنگ از مشاوران صدام بود بنابراین از شکنجه نجات پیدا می‌کند و مترجم زندان می‌شود.

با لو دادن ملاصالح توسط فردی، محکوم به اعدام می‌شود، ولی باز هم سرهنگ نجاتش می‌دهد و با اسیران زخمی به ایران می‌آید.

با ورود به ایران به جای استقبال، دو سال به زندان اطلاعات و امنیت سپاه برده می‌شود و با شهادت نوجوانانی که در عراق اسیر بودند، آزاد می‌شود.

وی سال‌ها در انزوا و زیر بار تهمت‌ها زندگی می‌کند تا زمانی که بیست و سه نوجوان اسیر برای تقدیر و تشکر از همه حمایت‌هایش، به خانه‌اش می روند.

در چنین شرایطی تازه مردم می‌فهمند که ملاصالح فردی نجات دهنده بوده و نه خائن، اگرچه باز هم بنیاد شهید به عنوان آزاده قبولش نمی‌کند.

 

چاپ این کتاب چقدر در معرفی ملا صالح کمک کرد؟

با چاپ این کتاب تهمت‌ها کم شد و بعد از سالها، ملاصالح مورد تقدیر قرار گرفت.

 

تفاوت کتاب «ملا صالح» با «بیست و سه نفر» چیست؟

در کتاب «بیست و سه نفر» خاطرات و زندگی ۲۳ نوجوان تعریف شده و تنها بخشی از آن درباره ملاصالح است یعنی رفتنشان به جبهه، رویارویی‌شان با ملاصالح و کار‌هایی که برایشان انجام می‌داده، ولی «ملاصالح» زندگی این مرد است و بخشی از آن صرفا به بیست و سه نفر اختصاص دارد و بیشتر زندگی پرفراز و نشیب ملاصالح را مطرح می‌کند.

 

چطور شد که کتاب را به انتشارات شهید کاظمی سپردید؟

این کتاب را به انتشارات سوره مهر دادم که با ایراد‌های زیادی که می‌گرفتند آن را به انتشارات شهید کاظمی سپردم. هنوز ۲۴ ساعت از تحویل کتاب به انتشارات نگذشته بود که مدیر این مجموعه تماس تلفنی برقرار کرد و گفت: این کتاب بی‌نظیر است و حتما آن را چاپ خواهم کرد.

 

چه استقبالی از این کتاب انجام شد؟

رونمایی بسیار خوبی از این کتاب در تهران انجام شد، اما در آبادان تا این لحظه هیچ کدوم از فروشگاه‌ها این کتاب را ندارند. انصاف نیست که این قدر با بی‌اهمیتی با نویسنده، راوی و کتاب‌های دفاع مقدس رفتار می‌شود.

 

دلیل این رفتار مسئولان آبادان چیست؟

آن‌ها بی‌درد هستند. بویی از فرهنگ نبرده‌اند که به آبادان اهمیت دهند. وقتی می‌بینم مسئولان ما اینقدر بی‌تفاوت هستند از نوشتن کتاب دلسرد می‎‎شوم و رغبتی ندارم تا بخواهم دنبال سوژه بروم. من حمایت و دلگرمی نمی‌بینم.

نوشتن دیدگاه