گذشته فوتبالی‌مان را یاد کنیم.

به همه چیز و همه جا فکر می‌کنی، برای همه دستت را به آسمان بلند می‌کنی اما یادت می‌رود سری هم به خاطراتت بزنی، خاطراتی که وقتی بازگشایی‌شان می‌کنی، هستند بسیاری که امروزشان به عروج چند سال گذشته و دیگر ...

اگر اهل ورزشی و آن را به شکل حداقلی دنبال می‌کنی یادی کن برای آنهایی که روزگاری برای هورا کشیدن و صدا زدنشان پای به ورزشگاه گذاشته و حنجره را برای تشویق ایشان به درد می‌آوردی و امروز تنها و شاید گاهی تصویری و مجسم کردن خاطره‌ای.

چرا فراموش کردیم به همین زودی علی نکویی را. مردی که سادگی و خلوص را الگو بود.

نیازی نیست مرد جنگ و فوتبال را همگی داد بزنیم. علی نکویی به بر سر مزارش رفتن و قرائت فاتحه‌ای دلخوش می‌شود و باور می‌کند که مردم دیارش قدر می‌شناسند و فراموش نکرده‌اند روزهایی را که علی نکویی؛ علی نکویی بود !

منوچهر سالیا را فراموش نکرده و بزرگی‌اش را دوباره یاد کرده و فراموش نکنیم که آن مرد که در سکوت و در خلوت باشگاه خون و جگر ساخته جم  بار سفر بست، پدری معنوی بود برای بسیاری از مردان چهره شده امروز.

اسفندیار دوستانی و آبادانی دوست بودنش حتی در روزهایی که آبادان را ساکن نبود. یادمان نرود که اسفندیار مردانی را به فوتبال ایران معرفی کرد که برخی از آنها حتی تغییر سرنوشت دادند فوتبال ایران را.

حمید موسایی‌زاده و پرواز در خلوت و فارغ از دوستانی که روزگاری دوستی را برهمه ایشان تمام کرده بود. بسیار بودند عزیزان ورزشی و ورزشکاری که سال گذشته یا سال‌های گذشته قفس دنیا را دریده و پرواز را هدف قرار دادند. بیایید دوباره مرور کنیم این واقعیت بزرگ را که را همه می‌رویم.

بگذارید با یاد کردن از مردان بزرگ دیروز، کرامت انسان‌ها را تا سال‌های سال حفظ کرده و در همین روزها تلنگری بزنیم به همه آنهایی که شاید باور ندارند که آنها هم روزی بار سفر بسته و ...

 

یادداشت از امین جوکار

نوشتن دیدگاه