انتقال آب کارون برخلاف اقتصاد مقاومتی است

نگاه ملی به آب و کارون یعنی جلوگیری از اتلاف آب به وسیله انتقال آب سرشاخه‌های کارون است؛ چرا که انتقال آب کارون علاوه بر زیان‌های محیط زیستی، اجتماعی و ... زیان‌های بزرگ اقتصادی هم دارد و بر خلاف اقتصاد مقاومتی است.

خداوند متعال رودخانه کارون را که از کوه‌های زاگرس سرچشمه می‌گیرد به مناسب ترین محل برای کشاورزی سرازیر کرده است و جلگه خوزستان یکی از مناسب‌ترین مکان‌ها برای کشاورزی است.

رودخانه‌های خوزستان و زمین‌های مسطح و حاصلخیز جلگه خوزستان و هوای گرم آن باعث شده است تا امکان کشاورزی در چهار فصل در اراضی وسیع در دشت‌های شمال خوزستان و بخش جلگه فراهم شود.

از سوی دیگر بررسی نقاط کشور نشان می‌دهد که در بسیاری مناطق کشور به دلایل کوهستانی بودن زمین‌ها و نامسطح بودن، کمی آب و نبود رودخانه‌های بزرگ و یا آب و هوای سرد امکان کشاورزی چهار فصل در زمین‌های وسیع که رودخانه‌ها به طور طبیعی به آن مکان جاری باشند فراهم نیست.

 

سیستان زمانی منطقه مناسب کشاورزی بود؛ هم زمین وسیع حاصلخیز داشت و هم گرمای جنوب و هم آب مناسب، اما مدیریت نادرست آب در سیستان که روزگاری انبار غله و گندم شرق ایران بود باعث شد که آب رودخانه‌های سیستان به افغانستان اعطا شود و سیستان به علت انتقال آب‌ها و مدیریت نادرست، به سرزمینی بی آب و کانون ریزگردهای شرق کشور تبدیل شود، حالا سئوال اینجاست آیا قرار است ما با کارون و خوزستان هم همان کاری را انجام دهیم که با رودخانه هیرمند و سیستان انجام شده است و قرار است استعداد کشاورزی خوزستان در کشاورزی اقتصادی در مسیر طبیعی رودها تبدیل شود به کانون‌های ریزگرد؟

سال‌ها با بهانه نگاه ملی به کارون آب سرشاخه‌های کارون به فلات مرکزی برای مصارف کشاورزی و صنعت منتقل شده است و این روند با شتاب بیشتر در حال انجام است. اما در واقع نگاه ملی به آب و کارون یعنی جلوگیری از اتلاف آب به وسیله انتقال آب سرشاخه‌های کارون؛ چرا که انتقال آب کارون علاوه بر زیان‌های محیط زیستی،اجتماعی و ... زیان‌های بزرگ اقتصادی هم دارد و بر خلاف اقتصاد مقاومتی است.

در حالی که در مسیر طبیعی کارون می‌توان با شرایط عالی دشت‌های شمال خوزستان و بخش جلگه خوزستان در چهارفصل کشاورزی را با آب غیر انتقالی و ارزان و با شبکه‌های آبیاری کارون انجام داد نباید برای کشاورزی که بیشترین مصرف آب کشور را دارد با هزینه زیاد و با آب گران انتقالی در مناطقی غیر مسیر طبیعی کارون اقدام کرد.

کشاورزی با آب گران انتقالی تنها با یارانه‌های دولتی به نظر سود ده است اما تیشه به ریشه اقتصاد و منابع اندک آب کشور است. مگر کشور ما چقدر آب دارد که می‌خواهد آن را با انتقال و کشاورزی گران انتقالی در غیر مسیر رودخانه کارون، آن را هدر دهد؟

کشاورزی اصولی و بهینه در مسیر طبیعی رودها و کارون برای اقتصاد مقاومتی و در راستای خودکفایی و تثبیت خاک و حفظ اکوسیستم است اما این آب وقتی با هزینه‌های گزاف انتقال می‌یابد دیگر مناسب کشاورزی نیست و آب گران انتقالی را نباید با کشاورزی و هر نوع کشاورزی تلف کرد و هدر داد چرا که قیمت آب انتقالی اگر یارانه‌های دولتی آب نباشد از قیمت محصولات بیشتر می‌شود.

 

انتقال آب‌هایی که از سرشاخه‌های کارون صورت گرفته تاکنون برای کشاورزی با آب گران انتقالی و بدون توجیه اقتصادی و با جنایت زیست محیطی همراه بوده است. به عنوان مثال زاینده رود طبیعی سالانه حدود 800 میلیون متر مکعب آب دارد، که 300 میلیون متر مکعب آن برای شرب و بهداشت استان اصفهان و 100 میلیون متر مکعب برای صنایع آب‌بر استان اصفهان مصرف می‌شود و مابقی آن که 400 میلیون متر مکعب است به علاوه سالانه 800 میلیون متر مکعب آب سرشاخه‌های کارون (تونل اول و دوم کوهرنگ؛ چشمه لنگان؛ خدنگستان و ...) در استان اصفهان صرف کشاورزی می‌شود.

یعنی زاینده رود فعلی با هر آماری دو منبع دارد، زاینده رود طبیعی و سرشاخه‌های کارون، سئوالی که از نظر کشاورزی و اقتصادی و مدیریت آب مطرح می‌شود این است، آیا کشت محصولات پر مصرف مانند برنج از منبع طبیعی زاینده رود در شرایط کم آبی درست است و اسراف نیست؟

قطعا خطا است و نباید در شرایط کم آبی چنین کرد و این به مدیریت غلط آب در استان اصفهان بر می‌گردد.

سئوال دیگر اینکه آیا کشاورزی با آب گران انتقالی کارون که در زاینده رود جریان دارد درست است؟

قطعا نادرست است و نه تنها برنج بلکه هر نوع محصول کشاورزی با آب کارون در مناطق غیر مسیر طبیعی کارون اتلاف منابع ملی آب و نابودی منافع کشور و جنایت اقتصادی، محیط زیستی است.

حال آنکه در مسیر طبیعی کارون بدون انتقال آب شرایط کشاورزی کاملا مناسب‌تر و بهینه‌تر و برای کنترل ریزگردهای داخلی خوزستان و همسو با شرایط اقلیم و اکوسیستم و در راستای اقتصاد مقاومتی و خودکفایی کشور است.

انتقال آب سرشاخه‌های کارون سبب نابودی چشمه‌های چهارمحال بختیاری، کشاورزی مسیر طبیعی کارون، ورود آب‌شور دریا به خاطر کاهش آورد کارون و نابودی نخلستان‌های انتهای مسیر کارون، افزایش ریزگردهای داخلی خوزستان، افزایش غلظت فاضلاب کارون، افزایش بیماری‌های آمیبی و تنفسی در خوزستان، کاهش کیفیت آب شرب خوزستان و نابودی عرصه‌های گسترده کشاورزی اقتصادی چهارفصل کشت خوزستان شده است.

نوشتن دیدگاه