تب بالای کاندیداتوری و احساس تکلیف

 

بر اساس آخرین آمارها، 801 داوطلب برای پنجمین دوره مجلس خبرگان و بیش از 12 هزار داوطلب نیز برای دهمین دوره مجلس شورای اسلامی کاندیدا شده اند.

801 نفر داوطلب نامزدی در مجلس خبرگان رهبری شده اند که نسبت به دوره گذشته 62 درصد افزایش یافته است و تعداد داوطلبان نامزدی در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز بیش از 12 هزار نفر بوده که نسبت به دوره گذشته 65 درصد افزایش را نشان می دهد.

رییس کمیته اطلاع رسانی ستاد برگزاری انتخابات استان خوزستان گفت: با پایان ثبت نام داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی 623 نفر در 14 حوزه اصلی و 13 حوزه فرعی انتخابیه استان نام نویسی کردند.

هومن خورشید افزود: از این تعداد، 568 نفر مرد و 55 نفر زن می باشند که از ابتدای زمان نام نویسی تا پایان مهلت قانونی نام نویسی (ساعت 21 جمعه شب) با حضور در ستادهای اجرایی انتخابات استان خوزستان مستقر در فرمانداری ها ثبت نام کردند.

وی اظهار داشت: در این دوره آمار کلی ثبت نام شده ها نسبت به دوره قبل 100 درصد افزایش داشته ضمن اینکه تعداد ثبت نام شدگان زن نیز نسبت به دوره قبل ( دوره نهم) 300 درصد رشد داشته است.

خورشید گفت: در انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی در استان خوزستان مجموعا 318 نفر داوطلب شدند که از این تعداد 18 نفر زن و مابقی مرد بودند.

 

کاندیداها، در کارزار انتخابات مجلس شورای اسلامی، از عناوینی نظیر 'استاد دانشگاه، محقق، مدیر، مدبر، مدیر نمونه کشوری، زجر کشیده، حامی محرومان، تشنه خدمت به مردم و فرد درد آشنا' استفاده کرده و همه افرادی که برای حضور در این عرصه نام نویسی کرده اند به نوعی احساس تکلیف کرده و وظیفه خود دیده اند که برای حل مشکلات مردم و جامعه خود در این کارزار پای بگذارند.

برخی نیز در سخنان خود، پا را فراتر گذاشته و وعده ها و قول هایی می دهند که حتی تحقق آن از توان رئیس جمهوری یا هیات دولت نیز خارج است.

در کارزار انتخابات مجلس شورای اسلامی، انگیزه برخی تنها کسب شهرت بوده و برخی نیز به گفته یکی از مسئولان ثبت نام کننده در صدد آزمودن خود هستند و برخی نیز بر اساس کار حزبی و سفارش حزب و جریان سیاسی خود در این عرصه حضور یافته اند.

البته این اتفاق با واکنش های متفاوتی مواجه شده است، قائم مقام وزیر کشور از افزایش تعداد داوطلبان استقبال کرده است و برخی دیگر از شخصیت های تاثیر گذار در انتخابات نیز با نگرش منفی از آن سخن گفته اند.

برخی نیز وجه مثبت قضیه را نشان داده و استقبال از کاندیداتوری در انتخابات دو مجلس خبرگان و شورا را نشانه امید تلقی کرده و عنوان کی کنند که امید، ستودنی است.

 

نکته مهم که طی سال های گذشته از نگاه مسئولان غافل مانده یا نخواسته ایم به آن پرداخته شود، نهادینه شدن فرهنگ تحزب در کشور است.

تاریخ فعالیت های احزاب و پدیده تحزب در ایران، بیانگر توفیق نیافتن عملکردی این مهم در سده اخیر و حتی زمان کنونی است.

نخبگان و پژوهشگران سیاسی همواره در پی تبیین علل این ناکارآمدی بوده اند و علل مختلفی را در حوزۀ سیاسی، تاریخی، اقتصادی، فرهنگی و حقوقی، برای این معضل برشمرده اند.

فقدان امنیت و وجود احساس ناامنی، بدبینی و ناآگاهی عمومی نسبت به جایگاه احزاب، ضعف جامعۀ مدنی و نبود یا کمی تجربۀ مشارکت های سیاسی و وجود احزاب دستوری و وابسته به دولت از عواملی است که به عنوان علت های ناکارآمدی احزاب در کشور بیان می شود.

کم تجربگی مردم و نهادها در تحقق مشارکت سیاسی فعال، باعث ضعف پشتیبانی تاریخی از فعالیت تشکل ها و احزاب سیاسی امروز شده است.

احزاب به مثابه مدرسه ای فعالیت می کنند که با تربیت نیرو و کادرسازی، در مسیر فعالیت سیاسی گام بر می دارند.

 

اگر حزب به معنای واقعی وظیفه خود را انجام دهد، مسوولیت پذیر بوده و تلاش می کند تا با تهیه مرامنامه، برنامه و اجرای صحیح برنامه ها، اقبال افکار عمومی را نسبت به خود افزایش دهد.

در جامعه شناسی سیاسی گفته می شود، آنچه که حاکم است یک گروه سیاسی است و هیچ گروه حاکمی اجازه نمی دهد که رقبابه قدرت برسند، رقبا نیز باید تدبیر و برنامه ریزی کنند و استراتژی هایی طراحی کنند که با اصول منطبق با شرایط موثر، آن مسیر را دنبال کنند، زیرا هیچ چیزی محال نیست.

لذا با توجه به آنچه گفته شد، اگر احزاب به معنای واقعی در جامعه شکل گرفته و فعالیت کنند، این احزاب کادرسازی کرده و برای انتخابات آتی برنامه ریزی کرده و نیروی سیاسی معرفی می کنند، آن زمان است که هر فردی احساس وظیفه نمی کند تا در صحنه نمایندگی مردم در مجلس حاضر شود.

امید است، کاندیداهایی که احراز صلاحیت شده و پس از تبلیغات به مجلس راه می یابند، برای رفع مشکل حزب گریزی در کشور چاره ای بیاندیشند.

نوشتن دیدگاه