روزی که «آبادان» یک تنه از «ایران» دفاع کرد

نهم آبادان سال ۵۹، برگ افتخاری‌ست در تاریخ انقلاب اسلامی که به‌واسطه آن آبادانی‌ها یک تنه مانع از سقوط این شهر و رسیدن ارتش بعث به اهداف شوم خود شدند.

«آبادان» این شهر حماسه و افتخار، این سنبل مقاومت و این تمثال بی‌بدیل شهادت همیشه شهر نخستین‌ها بوده است. چه در دستیابی به پیشرفت، چه در کسب علم، در تجارت، در انقلاب و در ‌‌نهایت در مقاومت و شهادت، افتخاراتی به جای گذاشته که نام این شهر همواره با احترام در محافل مختلف برده می‌شود.

امروز سالروز حماسه‌ای‌ست که به دست توانای مردم آبادان و پاسداران و ارتشیان جان بر کف موجود در شهر آن روز‌ها رقم خورد، در نهم آبان ماه سال 59 این طیف کوچک و کم بضاعت اما قدرتمند، با دستان خالی از غافلگیری خارج شد و مانع از رقم خوردن یک پیروزی بزرگ برای صدام شد و اجازه نداد، ارتش بعث به جایزه بزرگ خلیج فارس (پالایشگاه آبادان) دست یابد.

در شامگاه نهم آبادان سال 59 بود که مردی ژولیده و آسیمه‌سر خود را به مقر سپاه آبادان رساند و خبر از حضور نیروهای عراقی در پشت بهمنشیر داد و عنوان کرد که عراقی‌ها با احداث پلی بر روی بهمنشیر در اندیشه گذر از رودخانه و حمله به آبادان هستند.

به دلیل شرایط حساس آن روز‌ها و احتیاط در مقابل ستون پنجم، ابتدا کسی حرف او را باور نکرد و حتی به صورت لفظی محاکمه هم شد، اما پس از اصرار وی و دیدن زخمی که ناشی از شلیک گلوله بعثی‌ها بر وی بود، لاجرم حرف وی را باور کردند و نیروهای خودی عازم کوی ذوالفقاری شدند.

 

ناجی آبادان «دریاقلی سورانی»

اگر چه دویدن 40 کیلومتری سرباز یونانی از ماراتن تا آتن افسانه و دروغ است، اما رکاب زدن 9 کیلومتری «دریاقلی سورانی» از کوی ذوالفقاری تا مقر سپاه آبادان در پاییز سال 59 در تاریخ ثبت شده و شاهدش نیز رزمندگان آن دوره هستند.

«دریاقلی سورانی» در بین ماشین‌های اوراقی در حاشیه آبادان حضور داشت که دید بعثی‌ها بی‌سر و صدا نخل‌های کوی ذوالفقاری را قطع کرده‌اند و بعد از پل زدن روی رودخانه بهمنشیر به طرف جاده خسروآباد در حرکت هستند و آماده‌اند تا محاصره آبادان را تکمیل کنند.

دریاقلی فرمان دوچرخه‌اش را گرفت و تا مقر سپاه رکاب زد، بعد با هیجان سر «حسن بنادری»، فرمانده سپاه آبادان داد کشید که: از کوی ذوالفقاری آمدند...

نیروهای موجود در شهر به سرعت به سمت بعثی‌ها می‌روند و نتیجه آن می‌شود که صبح دم، عراقی‌ها به جای جاده خسروآباد و محاصره و تصرف آبادان، سر از پشت بهمنشیر در می‌آورند، دو شب بعد از این عملیات، دشمن با اطلاعاتی که از جاسوسان خود به دست آورده بود کلبه گلی «دریاقلی سورانی» را هدف خمپاره‌ها قرار داد.

وی که به شدت مجروح شده بود پس از رسیدگی اولیه، برای معالجه به تهران اعزام شد، اما در راه به شهادت رسید و در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد، وی اکنون زیر سنگ قبری در ردیف 92 قطعه 34 بهشت زهرا (س) آرمیده است.

 

شرح عملیات

ارتش عراق با دور زدن آبادان و عبور از جاده‌های آبادان به اهواز و آبادان به ماهشهر، خود را به دشت مدن رسانده و وارد نخلستان‌های کوی ذوالفقاری می‌شود. از نظر ارتش بعث عراق، این نقطه از خاک آبادان نقطه کور محسوب می‌شود که می‌توان به راحتی قوای ایران را غافلگیر کرد.

اما هوشیاری یک فرد عادی در این هنگام باعث هوشیاری نیروهای خودی شد و باعث شد چنان محشری در کوی ذوالفقاری رقم خورد که صبحگاه عملیات، جنازه‌های بعثی زیادی را بر روی آب بهمنشیر و خاک نخلستان ذوالفقاری‌‌ رها شده بود.

 

اهداف عملیات

عملیات کوی ذوالفقاری با هدف عقب راندن ارتش عراق از جزیره آبادان در شامگاه نهم آبان ماه سال 1359 آغاز شد.

در پی آگاهی رزمندگان اسلام از عبور دشمن از بهمنشیر، تعدادی از رزمندگان بسیجی، سپاهی و ارتشی مستقر در آبادان به همراه مردم مسلح و داوطلب، به منطقه ذوالفقاری سرازیر شدند و به سه گروه 12، 13 نفری تقسیم شدند، دو گروه از وسط و یک گروه هم به سمت چپ (از حاشیه بهمنشیر) رفتند تا عراقی‌ها را دور زده و به پل دست یابند.

درگیری آغاز شد، نیروهای دیگری نیز از بسیج و مساجد آبادان به جمع دیگر مدافعان پیوستند، بعضی از آن‌ها اسلحه نداشتند و هنگامی که رزمنده‌ای شهید یا زخمی می‌شد، با اسلحه او می‌جنگیدند، رزمندگان اسلام، مهاجمان را که تا جاده خسروآباد پیش آمده بودند، به داخل نخلستان عقب راندند، نیروهای محور چپ به نزدیک پلی که عراقی‌ها نصب کرده بودند رسیدند و با انهدام تجهیزات و ادوات در حال عبور از آن، پل را مسدود و عقبه دشمن را قطع کردند، عراقی‌ها با مشاهده این وضع ناامیدانه به مقاومت‌های پراکنده دست زدند، عده‌ای هم تسلیم شدند و یا به قصد فرار خود را به بهمنشیر انداختند.

 

نتایج عملیات

نخستین و مهمترین شکست دشمن در عملیات کوی ذوالفقاری در جبهه آبادان رقم خورد و باعث شد که صدام نتواند به هدف خود برسد، در این عملیات بیش از 700 نفر از نیروهای عراقی کشته شدند و 500 نفر دیگر به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند.

عملیات موفق کوی ذوالفقاری در حالی که عراق را از دسترسی به جزیره آبادان مایوس کرد، به مدافعان آبادان اعتماد به نفس داد و آن‌ها باور کردند که می‌توان حتی با کمترین تجهیزات و سلاح انفرادی با دشمن متجاوز به نبرد پرداخت و او را عقب راند، پس از این عملیات عراقی‌ها تا جاده قفاس عقب نشینی کردند و این جاده خط پدافندی آن‌ها در شمال بهمنشیر شد.

حدود 10 روز بعد عده‌ای از رزمندگان سپاهی و بسیجی با عبور از بهمنشیر به عراقی‌ها حمله کردند و ضمن انهدام بخشی از نیروهای دشمن مستقر در کنار جاده قفاس، 130 تن از آن‌ها را به اسارت درآوردند، این حمله باعث شد تا عراقی‌ها تا میدان تیر آبادان عقب‌نشینی کنند.

بدین ترتیب نیروهای باقی‌مانده در آبادان با حداقل امکانات، اما با دلی سرشار از امید و ایمان و توکل به خداوند متعال و البته رهبری حضرت امام خمینی (ره) با دشمن تا بن دندان مسلح مقابله کردند، و اجازه ندادند خاک ارزشمند آبادان برای لحظه‌ای در کف دشمن خناس بعثی بیفتد.

تاریخ، حماسه ذوالفقاری را از یاد نخواهد برد، این رشادت فرزندان ایران و آبادان، در حافظه تاریخی ملت ایران باقی خواهد ماند تا به همگان بیاموزد، ملتی که با سلاح ایمان به جنگ ظلم و کفر برود، به یاری خداوند پیروز است و بر پیروزی خود می‌بالد، و ملتی که شهادت دارد هیچگاه اسارت نخواهد داشت، «حَسبی الله نِعْم الوکیل، نِعْم الموْلا و نِعْم النَصیر».

 

گزارش: علی دایلی

نوشتن دیدگاه