نقش مجلس هفتم در بی‌قانونی های دولت

اسفند ماه نزدیک است و تا انتخابات مجلس نهم زمان زیادی باقی نمانده است. این درحالی است که مجلس هشتم عملکرد درخشانی از خود بر جای نگذاشته است و این سوال را در اذهان افکار عمومی برجسته کرده است که به چه کسانی باید رای داد تا مجلس نهم، قاطع‌تر و مردمی‌تر از مجلس هشتم باشد؟


پاسخ ریشه‌ای به این سوال البته به مجلس هفتم برمی گردد. مجلسی که مجلس هشتم در واقع دنبال رو و ادامه دهنده راه آن بود و چون اشکالات و انتقاداتی که به مجلس هفتم وارد بود در مجلس هشتم برطرف نشد، بهارستان هشتم چندان مقبولیت مردمی نیافت.

هنوز از یاد‌ها نرفته است که مقام معظم رهبری خطاب به مجلس هفتمی‌ها فرمودند: «آن روزى که بنده مسأله‌ى مبارزه‌ى با فساد را گفتم، توقعم این بود که مجلس شوراى اسلامى سینه سپر کند و جلو بیاید و در این میدان حرکت کند تا ما دیگر احتیاج نداشته باشیم دنبال کنیم؛ اما متأسفانه این‌طور نشد. آن‌ها نکردند، شما بکنید. البته به قول برادر ظریف و نکته‌سنجمان، با دستمال کثیف نمى‌شود شیشه را تمیز کرد. اگر انسان بخواهد با فساد مبارزه کند، باید در درجه‌ى اول مراقب باشد که فساد دامن خودش را نگیرد. داخل خودتان و درون مجلس مراقب باشید. دست پاک، دامن پاک، زبان پاک و چشم پاک خواهد توانست در حوزه‌ى اقتدار وسیعى که شما دارید، همه چیز را پاک کند.»

اگر در آن روزهای مجلس هفتم، به این سخنان رهبری توجه ویژه می‌شد و اگر بهارستان نشین‌های هفتم، این سخنان را با گوش جان می‌شنیدند آیا امروز مجلس هشتم، شاهد بزرگ‌ترین فساد تاریخ می‌بود؟ فسادی که گفته می‌شود حتی برخی از مجلس هشتمی‌ها نیز در آن دست داشته‌اند؟

حتی قانونی که از آن تحت عنوان حقوق مادام العمر برای نمایندگان و دولتی‌ها یاد شد، در زمان مجلس هفتم و با ریاست حداد عادل به تصویب این مجلس رسیده بود و استفساریه آن در مجلس هشتم خبرساز شد تا بین افکار عمومی این شبهه ایجاد شود که نمایندگان مردم در مجلس هفتم و به دنبال آن مجلس هشتم، به جای پرداخت به مشکلات مردم حوزه انتخابیه خود به فکر دست و پا کردن حقوق مادام العمر برای خود هستند!

در هر حال واقعیت این است که مجلس هفتم با وجود پاره‌ای نقاط مثبت، به این دلیل که خود را ملتزم به حمایت از دولت می‌دید نتوانست از تمام ظرفیت‌های قانونی خود بهره برداری کند و به بیان ساده‌تر عملکرد برخی از اعضای هیات رییسه و مسامحه آن‌ها در مواجهه با اشتباهات فاحش دولت نهم، کار را به آنجا رسانده بود که گویی مجلس، متعهد به تصویب آن چیزی است که دولت می‌خواهد و این روند در مجلس هشتم هم ادامه داشت و کار را به جایی رساند که دولتی‌ها بگویند مجلس در راس امور نیست!

تذکر و سوالاتی که از طرف دولت جدی گرفته نمی‌شوند و عملا راه به جایی نمی‌برند، استیضاح‌هایی که توسط هیات رییسه وتو می‌شوند یا به نتیجه نمی‌رسند و مواردی چون افزایش نقدینگی و تبعات سوء آنکه در آخر حرف دولت به کرسی می‌نشیند، تنها نمونه‌هایی از اقدامات غیر قاطعانه مجلس هفتم است که در مجلس هشتم نیز نمونه‌های مشابه آن به عینه تکرار شدند.

نکته دیگری که همواره از مطالبات رهبری و مردم بوده، مسئله کارآمدی و کار تخصصی در مجلس است که به این مساله در مجلس هفتم اهمیت ویژه داده نشد و کمیسیون‌های تخصصی مجلس چه در زمینه اقتصادی و چه در زمینه اجتماعی و فرهنگی کار ویژه‌ای از خود ارائه نکردند.

بی‌تردید، روند پیش آمده در مجلس هفتم، پیش زمینه خوبی برای روند کنونی مجلس هشتمی است که بار‌ها مورد انتقاد سیاسیون قرار گرفته است و نقد مجلس هفتم در این برهه از زمان که به انتخابات نهم نزدیک است، می‌تواند کمک شایانی برای انتخاب درست افکار عمومی و دور کردن وکیل الدوله‌ها از کرسی‌های بهارستان نهم باشد.

نوشتن دیدگاه