تصادف موتور گازی و بنز در اتوبان جام جهانی!

 

هنوز آن دسته از مربیان ایرانی امضا کننده بیانیه علیه خبرنگارانی که از عملکرد کارلوس کی روش حمایت کرده بودند داغ و آتشین حرف می زنند؛ حق به جانب و با اعتمادبه نفس. می گویند از تیتر روزنامه ایران ورزشی گله مندند.

روزنامه ای که وقتی زمزمه جانشینی یک مربی ایران به جای کی روش از فدراسیون فوتبال درز کرد تیتر زد: "موتور گازی به جای بنز"! ... تیتری گزنده.

مربیان ایرانی مدعی اند از آن تیتر چنان دل چرکین شده اند که بیانیه ای توام با اتهام دلالی نسبت به خبرنگاران منتشر کردند. جدالی بی حاصل شروع شد.

در برنامه 2014 مجید جلالی که اندک اندک و البته با اصرار شخصی، خودش را از جایگاه محترمی که با رنج خود و حمایت رسانه ها پیدا کرده بودند تنزل می دهد از بیانیه حمایت کرد.

 

روز بعد ایران ورزشی نوشت: تیتر «موتور گازی به جای بنز» برخلاف آنچه امیر حاج رضایی در برنامه 2014 گفت و سپس طبق معمول به لقلقه زبان رضا جاودانی بدل شد، در این جدل تیتر سخیفی نبود. نه تنها سخیف نبود بلکه کنایه عمیقی بود به مربیانی که نمی‌خواهند رقیب خارجی داشته باشند و انحصارطلبانه می‌خواهند بازاری را مال خود کنند، بی‌دانش‌افزایی و کوشش و رقابت.

البته پیداست که این تیتر نیش‌دار است و دلخوری پدید می‌آورد. ماجرا تمامی ندارد. مثل همیشه نگاه یا «با من» یا « بر من» شکل گرفته است. آدم ها در دو جبهه مقابل هم ایستاده اند. مواضعی به ظاهر تغییر ناپذیر. صفر و صد ایرانی.

امروز مجید صالح که در روزهای آخر به یکباره از همراه شدن با تیم ملی اعزامی به برزیل خودداری کرده بود هیزم دیگری بر این آتش گذاشت. تیتر یک روزنامه ورزشی گل. " کی روش گفت دم هتل وایستا کسی با استوک نیاد تو!"

در این جدال قطعاً بی حاصل و دو سویه برخی از مربیان وطنی که تا دیروز در برنامه های تلویزیونی به ریش کی روش می خندیدند و درست وقتی که فکر می کردند میکروفن برنامه قطع است از آقای گل شدن دی ماریا حرف می زدند و از شکست تیم ملی با خنده یاد می کردند حالا دلسوز منافع ملی شده اند. از تاریخ و تمدن ایرانی افسانه می گویند. دوشادوش هم ایستاده اند. لابد از بغض معاویه! اتحادی شکننده و نامتوازن. کافی است اسم های مجیدجلالی، حمید درخشان و محمد مایلی کهن را بگذارید کنار هم.

 

ایراد می گیرند که چرا تیم کی روش هجومی باز نکرد؟ فولاد قهرمان لیگ برتر با 36 گل زده در 30 بازی قهرمان لیگ شد. میانگین حقیر 2 / 1 گل در هر بازی! در حالی که حداقل استاندارد گلزنی باید 60 گل باشد نه 36 گل. وقتی در لیگ دست پخت هجومی تیم قهرمان در لیگ نیمه متوسط داخلی این است چطور انتظار دارید همان بازیکنان در رویارویی با آرژانتین، بوسنی و نیجریه به ماشین گلزنی تبدیل شوند؟!

برخی چنان حرف می زنند که انگار همیشه با تیم ملی ایران قهرمان آسیا شده اند. آخرین قهرمانی تیم ملی ایران به بازی های آسیایی 1976 بر می گردد وقتی که نیمی از جمعیت فعلی ایران به دنیا نیامده بودند!

آخرین قهرمانی یک تیم باشگاهی ایران در بازی های آسیایی به 20 سال پیش برمی گردد وقتی هنوز نمی دانستیم موبایل و اینترنت و سایت یعنی چه!

در همه این سال ها یک مربی ایرانی در یک کشور که فوتبالی میانه داشته باشد هم لژیونر نشده است. دیگر حتی باشگاه های عربی هم به آنها پیشنهاد نمی دهند که بروند و روی نیمکت مربی گری بنشینند. این همه اعتماد به نفس از کجا می آید؟

 

کی روش تندخو و جدی است. نگاهش به ما گاهی آزار دهنده است. می دانیم جهان سومی هستیم ولی دوست نداریم کسی به رخ مان بکشد. کی روش در مواقعی این کار را کرد اما به نظر می رسد حالا یاد گرفته است چطور با ایرانی جماعت سخن بگوید.

او سوپرمن نیست اما بودنش به بازیکنان تیم ملی اعتماد به نفس می دهد. آن قدر که حالا افسوس می خورند که می توانستیم آرژانتین را شکست بدهیم!

بسیاری از بازیکنان دوستش دارند. فیلم ویدئویی از تمرینات تیم ملی منتشر شده است که او را سردست گرفته اند و مثل قهرمان ها به هوا می اندازند. شوخی با مرد عبوس! آخرین باری که بازیکنان تیم ملی با یک مربی این همه همدل بودند یادتان می آید؟!

بسیار بعید است که با کی روش به قهرمانی جام ملت های آسیا برسیم، حتی همین کسانی که پای بیانیه ماندن او را امضا کرده اند با اولین شکست ها زیرپایش را خالی می کنند.

در سیاست و هنر و تاریخ به اندازه کافی از این تجربه ها داریم. اما در جاده پرچاله ورزش ایرانی، وقتی امکانات کافی وجود ندارد، زیر ساخت یک شوخی خنده دار است، سرمایه گذاری روی بازیکنان پایه را به شوخی می گیرند، چه موتور گازی باشی و چه بنز سر انجام چپ می کنی!

اگر دست فرمان خوبی داشته باشی ممکن است چپت کنند! دست اندازها گاهی به یک چاه ختم می شوند یا یک تریلی که از روبرو به شما لبخند می زند اما زیرتان می گیرد و خلاص!

 

احسان محمدی

نوشتن دیدگاه