از دهکده جهانی تا بازار پیام

 

«کم کم به نقطه ای خواهیم رسید که جایی برای استبداد پیام نباشد.» این سخن رییس جمهور روحانی را می توان فنی ترین بخش از اظهارات او در جشنواره ارتباطات دانست.

اما در عین حال سوء تفاهم خیز است چون ممکن است این ذهنیت را ایجاد کند که انگیزه سیاسی در آن مستتر است.

اگر چه اقتضای ریاست جمهوری، سیاست مداری و سیاست ورزی و بیان سخنان سیاسی است اما در این عبارت خاص اتفاقا آنچه آقای روحانی گفته صرفا بیان یک واقعیت در علم ارتباطات نهفته است.

هر چند که تعبیر پایان « انحصار پیام» درست تر به نظر می رسید. چرا که «استبداد» در مقابل «آزادی» قرار می گیرد حال آن که در اینجا بحث «بازار پیام» و امکان تبادل مطرح است.

 

در سال 1964 مک لوهان در یک پیش بینی ژول ورنی گفته بود 50 سال دیگر عصر الکترونیک فراگیر فرامی رسد.

50 سال پس از آن همین سال 2014 میلادی است که در آن قرار داریم. اما این اتفاق 24 سال پیش و در 1990 رخ داد.

همان که مک لوهان پیش بینی کرده بود: «در عصر الکترونیک فراگیر یک سیستم مرکزی عصبی یا اینترنت، تمام اهالی کره زمین را در بر می گیرد و با جا به جایی آنی و مداوم اطلاعات در تمام کره زمین پدیده جهش اطلاعات رخ می دهد.

این جهان بزرگ روز به روز کوچک تر خواهد شد. گویی انسان ها در یک قبیله جهانی یا در یک دهکده بزرگ زندگی می کنند. ارتباطات در دهکده جهانی بیشتر حالت میان فردی خواهد شد.»

 

در نیمه اول دهه 90 پخش مستقیم ماهواره ای کل آسیا را پوشش می داد. در سال 94 وب سایت یاهو راه افتاد و با اتصال سامانه های ملی به جهانی عملا دهکده جهانی شکل گرفت.

در میانه های همان دهه 90 پیش بینی شد تا 30 سال دیگر پدیده ای به نام «بازار پیام» یا «مسیج بازار» شکل می گیرد.

جالب این که در کتب زبان اصلی ارتباطات هم کلمه «بازار» آمده که ریشه فارسی دارد و نه «مارکت». بازار پیام در واقع مرحله بعد از دهکده جهانی است.

اکنون روشن تر می شود که رییس جمهور چه می خواهد بگوید. «نقطه ای که کم کم به آن می رسیم که در آن استبداد ( انحصار) پیام نباشد» در واقع همان بازار پیام است که در پی دهکده جهانی رخ می نماید و در واقع آقای روحانی می خواهد بگوید خود را برای عرضه متاع تان در این بازار آماده کنید. بازاری که هم اینک نیز تا اندازه ای به راه افتاده است.

منظور از بازار پیام این است که همه می توانند «فرستنده» پیام باشند نه این که فرستندگی در اختیار قلیلی باشد و سهم اکثریت تنها گیرندگی.

 

دکتر محسنیان راد سال ها پیش در برنامه تلویزیونی «تیراژه» در شبکه چهارم سیما می گفت تا چند ده سال دیگر شاهد انقلاب زبانی و هوش مصنوعی خواهیم بود و مشکل زبان در ارتباطات حل خواهد شد و با دستگاه های بسیار کوچک به اندازه تلفن همراه می توان با تلویزیون ارتباط برقرار کرد.

این که رییس جمهور می گوید دوران تریبون های یک طرفه تمام شده نیز بیان یک واقعیت از علم ارتباطات است.

این که دوران مخاطب دوره ارسطویی که مات و مبهوت گوش فرا می داد یا صرفا گیرنده و مصرف کننده بود تمام می شود و عصر «ارتباط گیر گزینش گر» فرا می رسد یا فرا رسیده است.

در بازار پیام مخاطب به مشتری تبدیل می شود و حق انتخاب دارد و با زبان دکتر محسنیان راد در این بازار «حجره ها از عمق بزرگ می شوند نه از دهانه».

همان گونه که آدمی از کهکشان ارتباط شفاهی وارد کهکشهان گوتنبرگ ( عصر چاپ و ارتباط نوشتاری) شد و بعد با اختراع رادیو پا به کهکشان مارکونی گذاشت در پی دهکده جهانی نیز بازار پیام شکل می گیرد که به انحصار پایان می دهد و اتفاقا همان گونه که رییس جمهور گفته است می تواند فرصت باشد نه تهدید.

در واقع روحانی به منتقدانی که درون کوپه ها و واگن های قطار نشسته اند و دارند درباره نحوه مقابله با گسترش ارتباطات بحث می کنند یادآوری می کند که خود قطار به سوی بازار پیام در حرکت است و به آن ایستگاه که برسد این محدودیت ها به کار نمی آید و باید به فکر چینش غرفه خودشان در این بازار باشند.

 

مهرداد خدیر

نوشتن دیدگاه